شرح عرفانی مثنوی مولوی . برگه ی دویست و هفتــــاد وسوّم جزء سوم از دفتز اول

گــــردنِ خــر گیر و سویِ راه کش ســــــویِ ره بانان و ره دانانِ خوش (2955/1) هین مهل خر را و دستاز وی مدار زانکه عشقِ اوست سویِ سبزه زار (2956/1) گــر یکی دم تو به غفلت واهِلیش او رود فرســــــنگها سویِ حشیش (2957/1) دشمن را هست خــر،مستِ علف ای که بس خربنده را کــــرد او تلف (2958/1) گر ندانی ره،هر آنچه خر بخواست عکسِ آن کُن،خود بود آن راه راست (2959/1) هر چند مولانا هیچ سمبلی را در مثنوی مورد ن

مطالب برگزیده
مطالب برگزیده
خانهآرشیو مطالبخوراکتماس با ما