شرح عرفانی مثنوی مولوی . برگه ی دویست و هفتــــاد و نهم جزء سوم از دفتز اول

شــیر گفت ای گرگ چون گفتی بگو چونکــه من باشم تو گویی ما و تو؟ (3050/1) گرگ خود چو سگ بود کو خویش دید یشِ چون من شیر بی مثل و ندید؟ (3051/1) گفت پیش آ ای خری کو خود خـــرید پیشش آمـــد،پنجه زد او را دریــــــد (3052/1) چون ندیدش مغز و تدبیر رشــید در سیاست پوستش از سـر کشید (3053/1) گفت چون دیدِ مَنَت از خود نبــرد این چنین جان را بباید زار مُـــــــــرد (3054/1) چون نبودی فانی انمدر پیشِ من فضل آ

مطالب برگزیده
مطالب برگزیده
خانهآرشیو مطالبخوراکتماس با ما