شرح عرفانی مثنوی مولوی . برگه ی دویست و هشتاد و سوم جزء سوم از دفتز اول

ادب کردنِ شیر گرگ را که در قسمت بی ادبی کرده بود گرگ را برکَند سر آن ســـــرفراز تا نمانَد دو ســـــــــــــری و امتیاز (3106/1) فَانتَقَمنا مِنهُم است ای گرگِ پیر چون نبودی مرده در پیشِ امــــــیر (3107/1) بعد از آن رو شیر با روباه کـــــرد گفت این را بخش کن از بهرِ خُورد (3108/1) سجده کـــرد و گفت کین گاوِ سمین چاشت خوردت باشـــد ای شاهِ گزین (3109/1) و آن بَز از بهـــــــــــرِ میان روز را یخنی

مطالب برگزیده
مطالب برگزیده
خانهآرشیو مطالبخوراکتماس با ما