شرح عرفانی مثنوی مولوی . برگه ی دویست و نود و پنجم جزء چهارم از دفتز اول

کو تُحَــدّث جَهــــــــرَةً اَخبارَها در سخن آید زمین و خارهـــا (3280/1) فلسفی منکرِ شـود در فکر و ظن گو برو ســر را بر آن دیوار زن (3281/1) نطقِ آب و نطقِ خــاک و نطقِ گل هست محسوسِ حواسِ اهلِ دل (3282/1) فلسفی کو منکرِ حَنّانه است از حواسِ اولیـــــا بیگانه است (3283/1) گوید او کـه پرتوِ سودای خلق بس خیالات آورد در رایِ خلق (3284/1) بلکه عکسِ آن فساد و کفرِ او این خیال منکــــــرِی را زد برو (

مطالب برگزیده
مطالب برگزیده
خانهآرشیو مطالبخوراکتماس با ما