صوفی از ره مانده بود و شد دراز خوابها می دید با چشم فـــــــراز (220/2) کان خرش در چنگِ گرگی مانــده بود پاره ها از پُشت و رانش می ربود (221/2) گفت لاحول این چــــه مالیخولیاست ای عجب آن خادمِ مشفق کجــاست؟ (222/2) چشم فراز، مراد این است که با چشم باز خواب می دید ( برخی از شـــــارحان نظیر کریم زمانی نوشته:" چشمان بسته " ، در حالی که به نظر این حقیر با چشمان بســــته صحیح نبوده هر چند که با چشم فراز هم بمعنی با چشم بسته است و هم با چشم باز و مــــراد مطالب برگزیده...
ما را در سایت مطالب برگزیده دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: جواد رمضانی اصل
بازدید: 135
تاريخ: يکشنبه
28 خرداد
1402 ساعت: 19:35