
فیلم پدرخوانده: قسمت دوم فیلمی داستانی-جنایی ساخته ی فرانسیس فورد کاپولا و محصول سال ۱۹۷۴ کمپانی آمریکایی پارامونت پیکچرز میباشد.
این فیلم پس از موفقیت درخشان فیلم قسمت اول پدرخوانده و در ادامه آن ساخته شد.
کاپولا در ابتدا نمیخواست که خود این فیلم را بسازد (بهدلیل جنجالهای بسیار با کمپانی در ساخت فیلم پدرخوانده) و کارگردانی آن را به مارتین اسکورسیزی که در آن زمان زیاد به شهرت نرسیده بود پیشنهاد کرد.
کمپانی پارامونت با این پیشنهاد مخالفت کرد ولی در عوض کاپولا اختیارات زیادی از آنها گرفت و توانست از دخالتهای بسیار کمپانی جلوگیری کرد.
فیلم پدرخوانده: قسمت دوم مانند قسمت اول آن هواداران بسیاری دارد و بین منتقدان بحثهای زیادی مبنی بر اینکه کدام فیلم بهتر است وجود دارد.
این فیلم در نظرسنجی وبگاه «IMDb» تاکنون حائز مقام سوم شدهاست. همچنین مقام دوم نظرسنجی از کارگردانان و مقام چهارم نظرسنجی از منتقدان مجلهٔ سایتاند ساند را نیز دارد.
مسائلی چون خانواده و معامله، جستجوی امنیت بورژوازی و فریب بودن آن، پیوند بین سکانسها را تشکیل میدهند.

مطالب خواندنی:
داستان این فیلم بهطور موازی روی دو محور میچرخد:
در سال ۱۹۰۱ ویتو آندولینی در شهر کورلئونه واقع در جزیرهٔ سیسیل بهخاطر توهین به سرکرده مافیای محلی به قتل رسید او دو پسر با نامهای پائولو و ویتو داشت که پائولو به عنوان برادر بزرگتر سوگند میخورد که انتقام قتل پدرش را از دون چیچو بگیرد اما دون چیچو به خاطر قدرت و نفوذ زیادش او را هم به قتل رساند. سرانجام همسر ویتو آندولینی نزد دون چیچو رفت و از او التماس کرد که به ویتو کاری نداشته باشد اما دون چیچو قبول نکرد و خواست که ویتو را بکشد که ویتو فرار کرد و مادرش در همانجا به قتل رسید ویتو سرانجام به وسیلهٔ یکی از اقوام خود از آنجا فرار میکند و برای پیدا کردن کار به نیویورک میرود او در ابتدا کودکی لال بود اما به محض ورود به نیویورک آوازی به زبان سیسلی میخواند و مشخص میشود که او میتواند حرف بزند . . .
مایکل کورلئونه در نوادا در سال ۱۹۵۸ مشغول به مدیریت خانواده خود بود و در ابتدای فیلم مایکل در جشن خود با افراد و دوستان خود مشغول به مذاکره و گفتگو بود. در این میان کانی با مردی بیگانه در جشن حضور پیدا میکند و به حضور مایکل میآید و از او کمک مالی درخواست میکند که مایکل عصبانی میشود و از اینکه با این مرد ارتباط برقرار کرده بود بسیار عصبانی و خشمگین میشود کانی بسیار غمگین و بی روحیه بود اما خود را شاد نشان میداد و هنوز از قتل شوهرش توسط مایکل عصبانی بود. مایکل با سناتور گرن در حال مذاکره بود و سناتور از مایکل برای صدور یک مجوز ۵ درصد از درآمد هتلهایش را میخواست و مایکل این پیشنهاد را قبول نمیکند . . .


دانلود صوت دوبله به صورت جداگانه : Download