

فرض کنید که درگیر جستجو و تلاش برای اجاره کردن محل جدیدی برای منزل مسکونی خود هستید.
در میان گزینههای مختلفی که پیدا میکنید، یک خانه با قیمت مناسب پیدا میشود که اتفاقاً در یکی از نقاط خوب شهر هم قرار دارد: بالکن زیبایی دارد. نمای آن رو به پارک است و و شما کاملاً مصمم میشوید که آن خانه را اجاره کنید.
گفتگوهای اولیه با مالک هم خوب پیش رفته است و قرار است هفتهی آینده نتیجه را قطعی کنید.
در این مواقع، بسیاری از ما به شدت هیجانزده میشویم و برای تمام دوست و آشنا توضیح میدهیم که: «بله! من یک خانهی جدید گرفتهام. در فلان محله است. رو به پارک است و بالکن زیبایی هم دارد. هفتهی آینده جا به جا میشویم.
اگر کمی شوخطبعی هم داشته باشید، ممکن است در دید و بازدیدهای دوستانه، به دوستان خود به شوخی بگوییم: «شما بالکن ندارید؟ پس شبها چکار میکنید؟ قرارمان از هفتهی آینده، هر جمعه پارک جلوی خانهی ما!»
حالا تصور کنید که با همهی شلوغکاریها و حرفهایی که زدهاید، هفتهی بعد به دیدار مالک میروید و او توضیح میدهد که به دلیل برخی مشکلات مالی، ترجیح میدهد مبلغ رهن کمتر و اجاره بیشتر باشد.
اگر جلوی تمام دوست و آشنا خبر جابجایی را تا این حد قطعی اعلام نکرده بودید، به احتمال زیاد از اجاره این محل صرفنظر میکردید. اما چه باید کرد که با همه حرف زدهاید و حتی دوستانتان را جمعهی آینده برای پیکنیک در پارک، دعوت کردهاید. بدیهی است که در چنین شرایطی، عملاً مجبورید تا حد زیادی تابع نظر مالک باشید و حتی به قیمت فشار مالی یا کوتاه آمدن، به هر شکل شده تلاش کنید که قرارداد اجاره منعقد شود.