مطالب برگزیده سایت
دنبال کنیدmozhganarefخواندن ۶ دقیقه·۱۶ ساعت پیشاز ثبت تراکنش تا شریک تصمیم گیری
نقش حسابدار در آزمایشگاه: از ثبت تراکنش تا شریک تصمیم گیری
آزمایشگاه تشخیص طبی برخلاف تصور رایج فقط یک واحد فنی نیست؛ یک کسبوکار سرمایهبر است که درآمد آن به تعرفههای دولتی و قراردادهای بیمهای وابسته است و هزینههای آن از کیت و مواد مصرفیگرفته تا تجهیزات گرانبها و نیروی انسانی متخصص پیوسته در حالبیشتر شدن است. در چنین محیطی، حسابدار نقشی فراتر از ثبت روزانهتراکنشها ایفا میکند یعنی تفکیک و تحلیل هزینهها، بودجهبندی، پایش مغایرتهای بانکی، محاسبه هزینه هر تست و پشتوانه گزارشهای تصمیمهای مالی مدیر آزمایشگاه. این مقاله با تکیه بر مبانی مدیریت مالی آزمایشگاه و شرح وظایف واحدهای مالی، این نقش را در چهار محور محیط مالی، فعالیتهای عملیاتی، ابزارهای تحلیلی و پیشنهادهای اجرایی مرور میکند.
حدود ۷۰ درصد تصمیمهای بالینی پزشکی بر پایه نتایج آزمایشهای تشخیصی اتخاذ یا تأیید میشود و در ایران سالانه ۴۵۰ تا ۶۰۰ میلیون گزارش آزمایش صادر میشود؛ این حجم بیانگر است آزمایشگاه نه یک واحد جانبی، بلکه جزء جداییناپذیر نظام سلامت است. اما از دهه ۱۹۸۰و پس از تجربه مشابه در آمریکا، آزمایشگاهها بهتدریج از «مرکز درآمد» به «مرکز هزینه» تبدیل شدهاند و همین تحول، مدیریت مالی و در قلب آنحسابدار را به یکی از ارکان حیاتی آزمایشگاه بدل کرده است. پرسشهای روزمره مدیر آزمایشگاه مانند «این دستگاه را بخرم؟»، «این تست را راهاندازی کنم؟» یا «نیروی نوین استخدام کنم؟» همه بدون دادههای دقیق مالی قابل پاسخ نیسند؛ دادههایی که مستقیماً محصول کار حسابدار است.
2. محیط مالی آزمایشگاه: قیودی که کار حسابدار را شکل میدهد
کار حسابدار در آزمایشگاه با چند خصوصیت ساختاری مواجه است که آن را از حسابداری سایر کسبوکارها متمایز میکند. نخست، راهاندازی آزمایشگاه نیازمند صرف هزینه قابلتوجهی است و فناوریهای گرانبها آن بهسرعت در حال توسعهاند. دوم، درآمد آزمایشگاه «تابع» درخواست پزشکان است و در دو مسیر دریافت میشود: پرداخت مستقیم بیماران و مطالبات از سازمانها و شرکتهای طرف قرارداد. سوم، تعرفه خدمات توسط دولت تعیین میشود و نظارت جدی بر آن وجود دارد، بنابراین حسابدار با محدودیت نرخی روبهروست، نه آزادی تعیین ارزش. چهارم، تأخیر در پرداخت سازمانهای بیمهگر، کسورات بیمهای بیش از حد انتظار و تعرفههای تحمیلی برخی بیمهها در قراردادها، جریان نقدینگی را دچار فشار میکند.
در کنار اینها، بازار آزمایشگاهها بهشدت رقابتی و گاه ناسالم است، نیروی کار متخصص گرانارزش است و دولت برنامه حمایتی برای آزمایشگاهها ندارد. حاصل این شرایط این است که بقای آزمایشگاه به ارائه سرویس با هزینه تمامشده کمتر و ایجاد حاشیه سود بیشتر، بدونآسیب به کیفیت خدمات، گره خورده است و هدفی که بدون حسابداریمنظم و تحلیل دقیق هزینهها دستیافتنی نیست.
3. حوزههای اصلی فعالیت حسابدار در آزمایشگاه
فعالیت حسابدار آزمایشگاه را میتوان در سه لایه توصیف کرد: ثبت، نظارت و گزارشدهی.
در لایه ثبت، حسابدار همه هزینهها و عملیات مالی را بهصورت روزانه در دفاتر حسابداری ثبت و حسابها را تنظیم و نگهداری میکند و هزینهها را مطابق بخشهای مختلف سازمان تفکیک مینماید. در آزمایشگاه این تفکیک اهمیت مضاعف دارد، چون درآمدها از منابع متعددی میآیند (دریافت مستقیم از بیماران و دریافت از سازمانهای طرف قرارداد) و هزینهها طیف گستردهای را در بر میگیرند (هزینههای پرسنلی (حقوق، مزایا، اضافهکاری، حق بیمه، عیدی و سنوات)، اجاره و نگهداری ساختمان، کیت و مواد مصرفی، تعمیرات و نگهداری تجهیزات، آب و برق و گاز، کسورات و هزینههای بیمهای، مالیات، کنترل کیفی داخلی و خارجی، استانداردسازی، نرمافزارها و پشتیبانی آنها و هزینههای فناوری گزارشها).
در لایه نظارت، حسابدار بر انطباق هزینهها با آییننامهها و مقررات نظارت میکند، اسناد هزینه را با تهیه صورت ریز و سند مادر برای رسیدگی آماده میسازد و تسویه تنخواه را انجام میدهد . در ادامه تراز مالی خاتمه ماه را تهیه و صورت مغایرت بانکی را ارزیابی میکند تا وضعیت چکهای صادره و وصولنشده که در شرایط تأخیر پرداخت بیمههااهمیت حیاتی دارد، مشخص شود.
در لایه گزارش و پرسنلی، حسابدار حقوق، مزایا و اضافهکاری کارکنان را پرداخت و کسورات قانونی مانند مالیات و بازنشستگی را به سازمانهای ذیربط ارسال میکند و صورتهای مالی کلیدی، ترازنامه،صورت درآمد و صورت جریان وجوه نقد را برای تصمیمگیری مدیرانآماده میسازد.
4. ابزارهای تحلیلی حسابدار: هزینه، بودجه و نقطه سربهسر
قدرت واقعی حسابدار آزمایشگاه در توان تحلیلی اوست. اولین گام، تفکیک هزینههاست: هزینههای مستقیم که به یک تست خاص قابل انتساباند (معرفها، کنترلها، کالیبراتورها) در برابر هزینههای غیرمستقیم که برای ارائه خدمات لازماند اما به تست خاصی وابسته نیستند (عوارض، انرژی، فضا)؛ و هزینههای ثابت (اجاره، حقوق سالیانه) در برابر هزینههای متغیر که با حجم تستها تغییر میکنند (کیت و مواد مصرفی) و هزینههای نیمهمتغیر که بهصورت پلهای حرکت میکنند، مانند بهکارگیری نیروی تازه پس از عبور حجم بیماران از حدی مشخص. برهمین اساس، حسابدار میتواند هزینه هر تست را محاسبه کند، از محاسبه هزینه نیروی انسانی هر تست (نرخ حقوق در دقیقه ضربدر زمان انجام تست با ضریب مزایا) تا توزیع هزینه استهلاک، نگهداشت و کالیبراسیون هر دستگاه بر تعداد تستهای دوره .
دومین ابزار، بودجهبندی است: تخصیص منابع مالی به فعالیتهای مختلف آزمایشگاه در بازههای زمانی مشخص، و سپس تحلیل مغایرت میان مصرف واقعی و بودجه تخصیصیافته (برای نمونه در اقلامی مثل حقوق، اضافهکاری، مواد مصرفی و نگهداری تجهیزات) و اصلاح مسیر .
سومین ابزار، تحلیلهای تصمیمساز است؛ تحلیل نقطه سربهسر که تعیین میکند آزمایشگاه در چه حجمی از تستها هزینههایش پوشش داده میشود. تحلیل نسبتها مانند هزینه کل هر تست ، درآمد هر تست و حاشیه سود هر تست؛ و تحلیل خریداری سرمایهای مانند دوره بازگشت سرمایه و بازده سرمایهگذاری (ROI) برای تصمیم تهیه تجهیزات،مجموعه شاخصهایی مثل «تست در روز»، «تست در هر درخواست»، «هزینه هر تست» و «سود (زیان) هر آزمایش»، داشبوردی میسازد که مدیر را از حدس زدن بازمیدارد.
نقش حسابدار در آزمایشگاه از «دفتردار» فراتر رفته و به شریک تصمیم گیری مدیریتی تبدیل شده است. سه توصیه عملی این نقش را تقویت میکند:
۱. تفکیک ساختیافته هزینهها: هزینهها باید از ابتدا با ساختار مستقیم/غیرمستقیم و ثابت/متغیر/نیمهمتغیر در سیستم ثبت شوند، نه اینکه در پایان کار سال برای تحلیل جمعآوری شوند؛ بدون این تفکیک، محاسبه هزینه تمامشده هر تست ناممکن است.
۲. پایش مستمر جریان نقد و مطالبات بیمهای: با توجه به تأخیر پرداخت و کسورات سنگین بیمهگرها، تهیه ماهانه تراز مالی، پیگیری صورت مغایرت بانکی و رصد طلبات از سازمانهای طرف قرارداد باید جزء وظایف ثابت حسابدار باشد.
۳. حضور در تصمیمهای سرمایهای: پیش از هر خریداری دستگاه یا راهاندازی تست تازه، تحلیل نقطه سربهسر، برآورد هزینه هر تست و محاسبه بازگشت سرمایه باید مبنای تصمیم باشد؛ این تحلیلها دقیقاً همان خروجیهایی است که از ابزارهای تحلیلی حسابدار انتظار میرود.
در مجموع، در محیطی که تعرفه تحمیلی، رقابت فشرده و هزینههای فزاینده بقا را دشوار کرده، حسابدار با تبدیل دادههای مالی خام به شاخصهای قابلتصمیم، حلقه اتصال کیفیت خدمات تشخیصی با پایداری مالی آزمایشگاه است.
۱. غلامی، حسین. «اصول و مبانی مدیریت مالی در آزمایشگاه». مرکز اندیشه پیشرو شهر علم و فرهنگ (IACLD).
۲. «شرح وظایف امور مالی». دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان.
برچسب:
نویسنده: جواد رمضانی اصل