مطالب برگزیده سایت
دنیای اقتصاد: دالاس که قلب تپنده اقتصاد انرژی آمریکاست، در چهار سال گذشته به قطب اصلی مراکز داده در این کشور تبدیل شده است. زمین ارزان، قوانین منعطف، بازار کار پررونق، زیرساختهای حملونقل عالی و دسترسی آسان به شبکه برق، این تغییر بزرگ را رقم زدهاند.
طبق گزارش گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد، دالاس که قلب تپنده اقتصاد انرژی آمریکاست، در چهار سال گذشته به قطب اصلی مراکز داده در این کشور تبدیل شده است. زمین ارزان، قوانین منعطف، بازار کار پررونق، زیرساختهای حملونقل عالی و دسترسی آسان به شبکه برق، این تغییر بزرگ را رقم زدهاند.
هماکنون حدود ۱۲۵ مرکز داده در این کلانشهر فعالیت میکنند، ۱۹ مرکز دیگر در دست ساخت است و احداث ۵۳ مرکز نوین نیز در برنامه قرار دارد. این تب ساختوساز، دستمزد کارگران را بالا برده و نرخ بیکاری محلی را روی ۴.۱ درصد نگه داشته که به کمترین سطح تاریخی خود نزدیک است.
اما دالاس و حومه آن همزمان با یک رکود ساختمانی هم دستوپنجه نرم میکنند. ساخت مراکز تجاری و فروشرسانیگاهها رونق دارد، ولی با وجود اجارهبهای سنگین و رشد جمعیت، خانههای چندانی ساخته نمیشود. آمار ساخت خانههای نوین نسبت به پارسال ۱۲ درصد آب رفته و شمار پروژههای آپارتمانسازی نیز در سه سال گذشته ۴۳ درصد سقوط کرده است. بازار ساخت ساختمانهای اداری هم در رکود به سر میبرد.
آنی لوری در مطلب اخیر خود برای نشریه آتلانتیک، با ترسیم این تصویر دوگانه، انگشت روی پرسش بزرگی میگذارد که در زمان حاضر دالاس و کل آمریکا با آن روبهرو هستند: آیا رونق فناوری، رکود سایر بخشها را جبران میکند یا اینکه اصلا خودش عامل این رکود شده است؟
اشتیاق در روز جاری سرمایهگذاران به هوش مصنوعی، از زمان گسترش خطوط راهآهن تاکنون در هیچ فناوری دیگری دیده نشده است. اگر آنها این سیل نقدینگی را به سمت چند شرکت معدود توسعهدهنده الگوریتم و سازنده مراکز داده روانه نمیکردند، شاید اشتغال و تولید اقتصادی کشور وضعیت بدتری میداشت.
اما روی دیگر سکه این است که اگر این حجم از پول به جیب این چند شرکت نمیرفت، شاید نصیب سایر بخشها و کسبوکارهای دیگر میشد. پس آیا هوش مصنوعی سوخت موتور اقتصاد آمریکا را تامین میکند یا در حال خالی کردن باک آن است؟ به زبان اقتصاددانان، آیا این روند سرمایهگذاری را از شرکتهای غیرفناوری بیرون میراند، یا برعکس، در دورانی که رشد اقتصادی کمرمق است، بار سرمایهگذاری را به دوش میکشد؟
شکی نیست که هوش مصنوعی و به طور دقیقتر، ساخت زیرساختهای آن، تولید ناخالص داخلی را بالا میبرد. کسبوکارهای آمریکایی در سال ۲۰۲۰ با احتساب تورم، ۳.۶ تریلیون دلار پای داراییهای بادوام مثل نرمافزار، انبار و کامیون ریختند و این رقم در سال ۲۰۲۵ به ۴.۴ تریلیون دلار رسید.
غولهایی مثل اوراکل، مایکروسافت، آمازون، متا و آلفابت فقط در سال جاری میلادی، ۸۰۰ میلیارد دلار صرف هزینههای سرمایهای میکنند که نسبت به ده سال پیش هشت برابر شده است. این موج در واقع یک بسته محرک عمرانی از طرف سیلیکونولی به شمار میرود که حتی از بسته محرک دولت آمریکا برای مهار رکود بزرگ هم عظیمتر است و دارد حسابهای ملی را زیرورو میکند.
در سهماهه دوم ۲۰۲۶، مصرف خانوار با نرخ سالانه ۳.۸ درصد رشد کرد، در حالی که سرمایهگذاری خصوصی در تمام بخشها به جز مسکن و مستغلات، جهشی ۱۲.۷ درصدی را ثبت کرد. خریداری تجهیزات هم ۲۱ درصد بالا رفت. در این میان، سفارش رایانه به تنهایی ۰.۷ واحد درصد و تجهیزات پردازش دادهها رقم چشمگیر ۰.۹ واحد درصد به رشد تولید ناخالص داخلی اضافه کردند.
این محرک بخش خصوصی همانقدر که به «کوپرتینو (مقر اپل در سیلیکونولی)» و سانفرانسیسکو ربط دارد، به نیویورک، لندن و شانگهای هم گره خورده است. جهش اولیه هوش مصنوعی عمدتا با پول نقد سرمایهگذاران خطرپذیر بسیار ثروتمند و شرکتهای فناوری فوقالعاده سودآور تامین مالی میشد.
اما خیلی زود شرکتهای هوش مصنوعی برای ارتقای مدلهایشان به توان پردازشی بیشتری نیاز پیدا کردند. آنها برای ساخت مراکز داده و کارخانههای تراشهسازی به صدها میلیارد دلار نقدینگی بهروز نیاز داشتند که دیگر از توان منطقه خلیج سانفرانسیسکو خارج بود. اینجا بود که سرمایهگذاران از سراسر دنیا به طمع بازدهی خیرهکنندهای که وعده داده میشد، وسط میدان آمدند. بالا رفتن تقاضا برای وام، هزینه استقراض را سنگینتر کرد و باعث شد سرمایه از سایر بخشها به این سمت کشیده شود.
ردپای این اتفاق بیش از هر جایی در بخش ساختوساز دیده میشود. شرکتهای مرتبط با هوش مصنوعی هماکنون سرگرم ساخت ۵۴۳ مرکز داده هستند و ۲ هزار و ۵۱۳ پروژه دیگر را هم در نوبت دارند. طبق برآورد جیسون فورمن، اقتصاددان دانشگاه هاروارد، هزینهکرد برای ساخت این مراکز در یک سال گذشته ۶۵ درصد جهش کرده است.
دقیقا در همین مدت، سرمایهگذاری در ساخت مسکن و فروشرسانیگاهها ۱۰ درصد آب رفته است. بودجه ساخت مراکز آموزشی هم ۱۳ درصد، ساختمانهای اداری ۱۴ درصد، هتلها و اقامتگاهها ۱۵ درصد و کارخانههای تولیدی ۲۴ درصد افت کردهاند.
شرکتهای فناوری فقط هزینه تامین مالی پروژههای ساختمانی را برای بقیه کسبوکارها بالا نبردهاند، بلکه نرخ نیروی کار، زمین و مصالح را هم گران کردهاند. همین وضعیت باعث شده مالکان و سرمایهگذاران حقوقی به جای دردسرهای ساخت آپارتمان و سرای سالمندان، سراغ سفارش اوراق خزانهداری یا سهام بروند. این روند حتی هزینه وام مسکن را هم روی دست خانوادهها بالا برده است. به گفته داریل فِروِدر، اقتصاددان ارشد شرکت «ردفین»، سود بالای سایر بازارها عملا تمام پولها را از بازار وام مسکن بیرون میکشد.
دولتهایی که میخواهند زیرساخت بسازند هم از این گران شدن وامها لطمه میخورند. خانوادههایی که قصد سفارش خودروی نو یا بازسازی خانه را دارند و جوانانی که میخواهند کسبوکار کوچکی راه بیندازند یا در دورههای آموزشی ثبتنام کنند نیز گرفتار همین مشکل هستند. حتی شاید بتوان گفت چتباتهایی مثل کلاد و چتجیپیتی به شکلی غیرمستقیم در بالا رفتن بدهیهای معوق کارتهای اعتباری هم دست دارند.
درست است که بیرون از بازار ساختوساز و املاک که به شدت به نرخ بهره و هزینههای جاری حساس است، شاید فشار ناشی از رشد هزینههای استقراض چندان به چشم نیاید. ضمن اینکه جنگ تجاری، سختگیریهای مهاجرتی و جنگ آمریکا علیه ایران هم به نوبه خود این بخشها را زیر فشار گذاشتهاند. جاستین ولفرز، اقتصاددان دانشگاه میشیگان، یادآوری میکند که سالهای ۲۰۰۷ تا ۲۰۲۲ دوره نامتعارفی بود که در آن هزینه وام گرفتن تقریبا به صفر میرسید. در زمان حاضر نرخهای بهره به سطح دهه ۱۹۹۰ برگشته و هنوز هم از دهه ۱۹۸۰ پایینتر است که به باور او وضعیتی دقیقا طبیعی محسوب میشود. از طرفی، بهره بالاتر باعث میشود سرمایهگذاران پیش از وسط گذاشتن پولشان بیشتر سبکوسنگین کنند و در برآیند، پروژههای حبابی، بیمنطق و کلاهبردارانه زودتر از همه حذف شوند. رایان کامینگز، اقتصاددان موسسه تحقیقات سیاست اقتصادی استنفورد هم معتقد است که مزارع استخراج رمزارز به وضوح در حال حذف شدن از چرخه سرمایهگذاری هستند و این اتفاق مثبتی است.
اما مسکن و آپارتمان، درست مثل کارخانه و هتل، نیازهای واقعی و مفیدی هستند. نوسانهای کوچک نرخ بهره که زیر سر موج هوش مصنوعی است، میتواند صدها هزار خانواده آمریکایی را تا ده سال آینده مستاجر نگه دارد، جلوی ساخت دهها مرکز تجاری را بگیرد و صدها استارتآپ غیرفناوری را در حد یک ایده روی کاغذ متوقف کند.
آیا این همه مرکز داده، جدای از سودی که برای شرکتهای هوش مصنوعی دارند، به حال اقتصاد هم مفید خواهند بود؟ شاید نه. معمولا وقتی شهرها پای شرکتها را برای ساخت تاسیسات به منطقه خود باز میکنند، رونق و اعتبار بیشتری میگیرند. جس کورناجیا، استاد مالی دانشگاه ایالتی پنسیلوانیا، میگوید این معادله در حالت عادی مثل این است که حاصل جمع دو با دو، پنج شود. نیروگاهها، مدارس، ورزشگاهها و کارخانهها نیرو استخدام میکنند، به کسبوکارهای محلی رونق میدهند، درآمد مالیاتی شهر را بالا میبرند و پای شرکتهای دیگر را هم به منطقه باز میکنند. اما در مورد مراکز داده، حاصل جمع دو با دو شاید چهار یا حتی سه از آب دربیاید. در مناطقی که مراکز داده زیادی دارند، سرمایهگذاران برای سفارش اوراق قرضه پروژههای آب و مدارس سود بالاتری طلب میکنند. این یعنی آنها پیشبینی میکنند که این شهرها در آینده با کمبود منابع روبهرو شوند و مالیات ملکی کمتری به دست بیاورند. واقعیت این است که وقتی ساخت مراکز داده تمام میشود و به مرحله بهرهبرداری میرسند، حجم عظیمی از آب و برق را میبلعند، اما تقریبا هیچ شغلی ایجاد نمیکنند.
در هیاهوی بحثها درباره تاثیر هوش مصنوعی بر رفاه و ثروت، کمتر کسی به این هزینههای فرصت توجه کرده، در حالی که مسئله بسیار مهمی است. اگر قرار باشد شرکتها و مشاغل اداری به شکلی بنیادین بهرهورتر و خلاقتر شوند، شاید چشمپوشی از ساخت خانهها، پارکها، درمانگاهها و ارائهگاهها به بهایش بیرزد. اگر قرار باشد درمان سرطان پیدا شود، شاید بتوان قید استارتآپهای غیرفناوری را زد. اما هرچه کشور منابع بیشتری را به بهای نادیده گرفتن سایر نوآوریها به پای هوش مصنوعی بریزد، سرنوشت خود را بیشتر به برنده شدن در این قمار گره زده است.
برچسب:
نویسنده: جواد رمضانی اصل