مطالب برگزیده سایت
دنبال کنیدبینوبان | Binobanخواندن ۲ دقیقه·۲ روز پیشRetail Media صرفاً محصول تبلیغاتی نیست؛ مسألهای در زیرساخت داده استارزش یک جایگاه Retail Media به داده و منطق تجاری زیر آن وابسته است.
کمپین اول دسترسی میعرضهد؛ کمپین بعدی به اعتماد تبلیغدهنده به شواهد وابسته است.
یک خردهفروشرسانی میتواند پیش از ساختن کسبوکار Retail Media، بنر صفحهٔ اصلیاش را بارائهد. شاید تبلیغدهندهٔ نخست تیم تجاری را بشناسد، هماهنگی جایگاه آسان باشد و گزارش هم بعداً آماده شود. آزمون دشوارتر زمانی آغاز میشود که خریداریار بپرسد این کمپین دقیقاً چه حاصلای داشته و آیا آن خروجی تکرارشدنی است.
پاسخ از خود بنر فراتر میرود: هویت مشتری، موجودی محصول، سابقهٔ نمایش، تعریف تبدیل و صورتحساب باید یک روایت مشترک داشته باشند. اگر هر سامانه داستان متفاوتی بگوید، نیروی انسانی به حلقهٔ اتصال آنها تبدیل میشود. درآمد رشد مییابد، اما حجم تبیین و اصلاح موردنیاز هر کمپین هم بیشتر میشود.
محصولی را در نظر بگیرید که وسط کمپین ناموجود میشود. سامانهٔ تبلیغ همچنان آن را نمایش میدهد، داشبورد کلیکها را میشمارد و مالی مطابق همان سوابق صورتحساب صادر میکند. هر جزء ممکن است ظاهراً درست کار کند، درحالیکه تجربهٔ تبلیغدهنده قابلدفاع نیست.
حلقهٔ گمشده، ارتباط میان آمادگی محصول، تحویل تبلیغ، سنجش و قواعد تجاری است. باید تعریف مشترکی داشته باشیم که چه محصولی مجاز به نمایش است، چه چیزی حاصل محسوب میشود و بابت چه رویدادی میتوان هزینه گرفت. یک پرتال زیبا بهتنهایی این تعریفها را فراهم نمیکند.
دربارهٔ مخاطب هم همین مسئله وجود دارد. عنوان «تهیهاران با قصد بالا» زمانی معنا پیدا میکند که سیگنالها تازه، هویتها قابل استفاده و کاربرد داده با رضایت مشتری سازگار باشند. تبلیغدهنده باید بداند این گروه چه چیزی را نمایندگی میکند.
کمپین اول ممکن است یک آزمایش باشد. بودجهٔ تکرارشونده به شواهدی نیاز دارد که پرسشهای تیم بازاریابی و مالی تهیهار را پاسخ دهد: چه محصولی فروخته شد، کدام مخاطب پاسخ داد و هزینهٔ گزارششده چگونه به مبلغ فاکتور رسید؟
حتی انتساب معتبر هم همهچیز را روشن نمیکند. خریداری پس از نمایش شاید بدون تبلیغ هم رخ میداد. هرجا قابلیت دارد، آزمایش و گروه کنترل کمک میکنند عرضه منتسب را از ارزشی که کمپین واقعاً افزوده است جدا کنیم.
در این نگاه، سنجش بخشی از پیشنهاد تجاری است. بازپرداخت، تعدیل و تسویه نیز باید از همان منطقی پیروی کنند که تحویل تبلیغ بر آن بنا شده است. در غیر این صورت، هر کمپین موفق یک استثنای عملیاتی تازه ایجاد میکند.
یک کمپین را از محصول واجد شرایط و مخاطب قابلدسترسی تا نمایش، برآیند و تسویه دنبال کنید. هرجا تعریف عوض میشود یا کسی باید سوابق را دستی ترمیم کند، بخشی از زیرساخت هنوز مفصل نشده است. کسبوکار پایدار رسانهای روی همین اتصالها ساخته میشود.
در مقالهٔ مفصل، کیفیت کاتالوگ، سلفسرویس تبلیغدهنده، سنجش، صورتحساب و تسویه را بهعنوان اجزای یک زیرساخت داده و درآمد مرور کردهام. مقالهٔ دقیق را در وبسایت بینوبان بخوانید.
مزدک پاکزاد، همبنیانگذار و مدیرعامل بینوبان است. او دربارهٔ نقش دادههای مشتری در ادارهٔ کسبوکار مینویسد و به این پرسش میپردازد که چرا سازمانها باید اختیار دادههای خود و دانش حاصل از آنها را در دست داشته باشند.
برچسب:
نویسنده: جواد رمضانی اصل