مطالب برگزیده سایت
دنبال کنیدفواد مشایخیخواندن ۳ دقیقه·۳ روز پیش۶ سؤالی که مدیرها این روزها دربارهی «ایجنت هوش مصنوعی» از من میپرسنداین روزها در تقریباً هر جلسهی مشاوره، یکجا حرف «ایجنت هوش مصنوعی» وسط میآید. یکی شنیده ایجنتها دارند جای کارمندها را میگیرند، یکی فکر میکند همهاش هیاهوست. سؤالهایی که بیشتر از همه شنیدهام را اینجا جمع کردهام، با جوابهایی که در جلسه هم میدهم.
چتجیپیتی را همه دیدهایم: سؤال میپرسید و جواب میگیرید. این یک چتبات است؛ منتظر میماند شما چیزی بگویید و بعد حرف میزند.
ایجنت یک قدم جلوتر است. بهجای اینکه فقط حرف بزند، یک کار مشخص را از اول تا آخر جلو میبرد: از مشتری چند سؤال میپرسد، با نرخها و مشخصات واقعی محصولات شما گزینهی مناسب را پیشنهاد میدهد، پیشفاکتور میسازد، و اگر مشتری جدی است همان لحظه به مدیر فروشرسانی خبر میدهد.
سادهترین تشبیهی که دارم: چتبات منشیای است که فقط تلفن را جواب میدهد؛ ایجنت فروشرسانیندهای است که مشتری را تا پای تهیه میآورد.
۲. خب چرا از همان چتجیپیتی استفاده نکنیم؟
چون چتجیپیتی کسبوکار شما را نمیشناسد. ارزش روز را نمیداند، نمیداند کدام مدل موجود است، به سایت و پنل پیامک شما وصل نیست، و آخرش هم خودتان باید کار را انجام بدهید. ایجنت اختصاصی با شرح و قواعد خود شما کار میکند و خروجیاش «انجامشده» است، نه «پیشنهادشده».
۳. در یک کسبوکار ایرانی واقعاً چه کاری میکند؟
تولیدکنندهی تجهیزات صنعتی: مشتری روی سایت به چند سؤال ساده جواب میدهد و ظرفیت تقریبی را میبیند؛ مدیر ارائه یک پیامک میگیرد که «این مشتری داغ است، همین ماه میخرد».
برند محصولات ساختمانی: خریداریار مدل مناسبش را با چند سؤال پیدا میکند و پیش از خریداری آن را در فضای خودش میبیند. بعد از سفارش هم گارانتی را خودش با یک QR فعال میکند.
دفتر طراحی داخلی: کارفرما اتاقش را در چند سبک میبیند و برآورد هزینه میگیرد؛ دفتر پیش از جلسهی اول یک پروندهی جامع از او دارد.
پخش تجهیزات: مشتری متراژ و تعداد کاربر را میگوید و فهرست تجهیزات و پیشفاکتور میگیرد.
وجه مشترک همه یک چیز است: کاری که هر روز تکرار میشد و وقت بهترین آدمها را میگرفت.
جای کارهای تکراری کارمند را میگیرد، نه خود کارمند را. در بیشتر کسبوکارهای کوچک حاصل این است که همان تیم به کارهایی میرسد که واقعاً آدم میخواهد: مذاکره، رابطه با مشتری، حل مشکل.
تصمیمهای مهم و استراتژیک کار مدیر است، نه ابزار.
مشتری عصبانی، مذاکرهی سنگین و شکایت جدی، آدم میخواهد. ایجنت خوب در این لحظه باید سریعتر کار را به یک انسان بسپارد.
کاری که قاعدهی روشن ندارد را نمیشود خودکار کرد. اول فرایند را روشن کنید.
اگر مشکل اصلیتان دیده نشدن است، ابزار پیگیری عرضه کمکی نمیکند. اول باید گلوگاه را پیدا کنید.
۱. کاری هست که هر روز و تقریباً به یک شکل تکرار شود؟ ۲. به خاطر جواب دیر یا پیگیری فراموششده مشتری از دست دادهاید؟ ۳. وقت بهترین نیرویتان صرف کاری میشود که ارزشش کمتر از توانشان است؟
اگر به دوتا «بله» گفتید، احتمالاً یک ابزار کوچک و دقیق همین امسال برایتان صرفه دارد. و یک توصیه: کوچک آغاز کنید. یک کار، یک درد. هر کسی که برایتان ایجنت میسازد باید بتواند پیش از قرارداد، نسخه جدیدی اولیهاش را روی گوشی خودتان نشانتان بدهد.
ایجنت هوش مصنوعی نه معجزه است و نه هیاهو؛ یک ابزار است. ابزار خوب کار درست را شتابانتر انجام میدهد، ابزار بد کار غلط را. اگر سؤالی دارید، در نظرها بپرسید؛ جواب میدهم.
برچسب:
نویسنده: جواد رمضانی اصل