خرید بک لینک نرخ طلا

درباره سایت

مطالب برگزیده

مطالب برگزیده سایت

امکانات وب

یکی از مهم‌ترین پرسش‌های پس از انتخابات این است که شکست جمهوری‌خواهان چه اثری بر رفتار ترامپ در قبال ایران خواهد داشت. آیا او برای نزول هزینه‌های جنگ به سمت توافق می‌رود یا برای جبران شکست انتخاباتی، به دنبال یک پیروزی نظامی خواهد بود؟

اقتصاد۲۴ نوشت: شکست انتخاباتی جمهوری خواهان در انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا، هم‌زمان با ادامه درگیری‌های ایران و آمریکا و بن‌بست مذاکرات، معادله جنگ را وارد مرحله تازه‌ای کرده است. دموکرات‌ها با تصاحب هر دو مجلس کنگره، از ژانویه قدرت بیشتری برای مهار سیاست‌های رئیس‌جمهور آمریکا خواهند داشت؛ اما تا آن زمان، ترامپ همچنان با کنگره‌ای روبه‌روست که اکثریت آن در اختیار جمهوری‌خواهان است. همین فاصله زمانی، در کنار فشار سیاسی ناشی از شکست انتخاباتی و ادامه بحران تنگه هرمز، نگرانی‌ها درباره احتمال تشدید نظامی را بیشتر شدن داده است.

آخرین فرصت برای مهار آتش بزرگ با ایران/ زمستان سخت ترامپ در راه است!

مهم‌ترین سوالی که اکنون ذهن افکار عمومی و تحلیلگران را به خود مشغول کرده این است که آیا ترامپ برای جبران شکست داخلی و تثبیت تصویری از خود به‌عنوان رئیس‌جمهوری قدرتمند، به سمت یک عملیات نظامی تازه علیه ایران می‌رود یا تلاش می‌کند پیش از تغییر ترکیب کنگره، از مسیر مذاکره به توافقی دست پیدا کند که بتواند آن را پیروزی خود معرفی کند؟

هر دو مسیر همچنان روی میز است؛ اما حمله محدود آمریکا به جزیره قشم، تهدیدهای تازه ترامپ و هشدار تهران درباره پاسخ فوری و گسترده و بدون مرز، مشخص می‌کند فاصله میان مذاکرات و تشدید کمتر از همیشه است.

دونالد ترامپ در گفت‌وگو با فاکس‌نیوز و وال‌استریت ژورنال پذیرفت که جنگ با ایران در برآیند انتخابات نقش داشته است. او در عین حال از تصمیم خود برای آغاز جنگ دفاع کرد و گفت اگر به گذشته بازگردد، باز هم همان تصمیم را می‌گیرد.

این موضع رئیس جمهور آمریکا از دو جهت حائز اهمیت است؛ از یک سو، ترامپ می‌داند جنگ به موقعیت سیاسی حزبش آسیب زده است؛ از سوی دیگر، حاضر نیست آن را به‌عنوان یک اشتباه بپذیرد. همین تناقض می‌تواند بر تصمیم‌های بعدی او اثر بگذارد. ترامپ ممکن است برای نزول هزینه‌های سیاسی جنگ به توافق روی بیاورد، اما ممکن است در مقابل، با نمایش قدرت نظامی تلاش کند برآیند جنگ را به شکلی تغییر دهد که شکست انتخاباتی را تحت‌الشعاع قرار دهد.

در تهران، حاصل انتخابات به‌عنوان نشانه‌ای از مخالفت جامعه آمریکا با جنگ تعبیر شده است. محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، در واکنش به نتایج انتخابات نوشت: «آمریکایی‌ها گفتند نه به جنگ» و هشدار داد که واشنگتن نباید با حمله دوباره به ایران، اراده عمومی را نادیده بگیرد.

با این حال، برداشت تهران از انتخابات به‌تنهایی نمی‌تواند تضمینی برای نزول تنش باشد. شکست جمهوری‌خواهان به معنای تغییر فوری سیاست خارجی آمریکا نیست و ترامپ همچنان فرمانده کل قوای این کشور است. حتی رهبر انقلاب در پیام خود به مناسبت سیزده آبان، تأکید کرد که خصومت آمریکا با ایران، مستقل از اینکه کدام حزب در قدرت باشد، ادامه خواهد داشت.

مهم‌ترین نکته در تحلیل شرایط نوین، فاصله زمانی میان انتخابات و آغاز به کار کنگره تازه است. دموکرات‌ها از ژانویه ۲۰۲۷ کنترل مجلس نمایندگان و سنا را به دست خواهند گرفت؛ اما تا آن زمان، جمهوری‌خواهان همچنان اکثریت کنگره فعلی را در اختیار دارند.

به همین دلیل، برخی تحلیلگران از یک بازه زمانی حساس سخن می‌گویند. ترامپ تا پیش از آغاز به کار کنگره نوین، با محدودیت سیاسی کمتری از سوی اکثریت مخالف در کنگره روبه‌رو خواهد بود. البته این به معنای آن نیست که او در این مدت از هرگونه محدودیت قانونی یا سیاسی مصون است؛ اختیارات جنگی رئیس‌جمهوری آمریکا، قوانین مربوط به تأمین مالی عملیات نظامی و اختلاف‌نظرهای درون حزب جمهوری‌خواه همچنان می‌توانند نقش بازدارنده داشته باشند.

با این حال، واقعیت این است که تغییر ترکیب کنگره در ژانویه، شرایط سیاسی تصمیم‌گیری ترامپ را به‌طور محسوسی دشوارتر خواهد کرد. دموکرات‌ها در صورت استقرار در هر دو مجلس می‌توانند جلسات نظارتی برگزار کنند، مقام‌های دولت را برای پاسخ‌گویی فرا بخوانند، درباره هزینه‌های جنگ تحقیق کنند و از قدرت بودجه‌ای خود برای محدود کردن عملیات نظامی استفاده کنند.

این همان نقطه‌ای است که احتمال اقدام نظامی پیش از سال تازه میلادی را به یک نگرانی جدی تبدیل می‌کند. اگر ترامپ به این خروجی برسد که پس از آغاز به کار کنگره تازه، ادامه جنگ با محدودیت‌های بیشتری روبه‌رو خواهد شد، ممکن است برای دستیابی به اهداف نظامی خود عجله کند.

در چنین سناریویی، هدف لزوماً آغاز یک جنگ تمام‌عیار و طولانی نیست. حتی یک عملیات هوایی محدود، اما شدید علیه اهداف نظامی، ساحلی یا زیرساخت‌های مرتبط با توان دفاعی ایران می‌تواند از نگاه کاخ سفید راهی برای اعمال فشار بیشتر بر تهران باشد. با این حال، چنین عملیاتی ممکن است به‌جای وادار کردن ایران به عقب‌نشینی، به گسترش درگیری و صعود هزینه‌های منطقه‌ای منجر شود.

گزارش نیویورک‌پست نیز به همین بازه زمانی ۶ تا هشت هفته‌ای اشاره کرده و احتمال داده است که ترامپ پیش از استقرار کنگره نوین، برای ازسرگیری عملیات نظامی فرصت محدودتری در اختیار داشته باشد.

تاکید ترامپ به استفاده از حق وتو یکی از نشانه‌های مهمی است که باید در تحلیل رفتار آینده او مورد توجه قرار گیرد. رئیس‌جمهوری آمریکا پیش از انتخابات گفته بود در صورت پیروزی دموکرات‌ها، به «آقای وتو» تبدیل خواهد شد. او در گفت‌وگو با سی‌بی‌اس نیز از «قدرت عظیم» ریاست‌جمهوری سخن گفت و تأکید کرد که پس از چند ماه وتو کردن مصوبات کنگره، دموکرات‌ها ناچار خواهند شد برای توافق با او وارد مذاکره شوند.

ترامپ پس از روشن شدن نتایج انتخابات نیز همین موضع را تکرار کرد و گفت مصوباتی را که از نظر او غیرقابل قبول باشند، وتو خواهد کرد. او در ادامه تصویری از کلاه قرمز خود با واژه «VETO» منتشر کرد؛ پیامی که بیانگر است رئیس‌جمهوری آمریکا شکست انتخاباتی را به‌معنای پایان کار قدرت سیاسی خود نمی‌داند.

در این میان، اما یک نکته حقوقی مهم وجود دارد که نباید نادیده گرفته شود. حق وتو، ابزار ترامپ برای مقابله با مصوبات کنگره است و به‌خودی‌خود اختیار تازه‌ای برای آغاز جنگ ایجاد نمی‌کند. رئیس‌جمهوری آمریکا می‌تواند از اختیارات فرماندهی خود برای عملیات نظامی استفاده کند، اما این اختیار با محدودیت‌های قانونی، نظارت کنگره و مسئله تأمین مالی جنگ روبه‌روست.

بنابراین، تهدید به وتو را نباید مستقیماً به معنای تهدید به حمله نظامی تعبیر کرد. اهمیت این موضع در جای دیگری است، زیرا ترامپ آشکارا اظهار داشته که در برابر کنگره دموکرات، به‌جای عقب‌نشینی، از ابزارهای قدرت ریاست‌جمهوری برای پیشبرد سیاست‌های خود استفاده خواهد کرد.

در پرونده ایران، این رویکرد می‌تواند به معنای ادامه فشار نظامی و دیپلماتیک در کوتاه‌مدت، هم‌زمان با تلاش برای جلوگیری از شکل‌گیری محدودیت‌های جدی‌تر در کنگره تازه باشد.

درست در همین شرایط، تحولات میدانی نیز نگرانی‌ها را رشد داده است. آمریکا در روزهای اخیر حملات محدودی علیه اهداف ایرانی در تنگه هرمز انجام داده است. گزارش‌ها حاکی از آن است که نیروهای آمریکایی در حمله به جزیره قشم، مواضع مرتبط با سامانه‌های پدافندی ایران را هدف قرار داده‌اند.

مقام‌های آمریکایی این حملات را «دفاعی» توصیف کرده‌اند و گفته‌اند که هدف آنها مقابله با تهدیدهای موشکی علیه دارایی‌های آمریکا بوده است. با این حال، انجام حمله در آستانه انتخابات و هم‌زمان با مذاکرات غیرمستقیم، بیانگر است که واشنگتن همچنان از گزینه نظامی برای اعمال فشار بر تهران استفاده می‌کند.

در سوی دیگر، ایران خبر داده است که برای هرگونه حمله نوین آمریکا آماده است. مقام‌های ایرانی از آماده بودن طرح «بازدارندگی حداکثری» سخن گفته‌اند و هشدار داده‌اند که پاسخ تهران می‌تواند فوری و در جغرافیایی گسترده‌تر از گذشته باشد.

هم‌زمان، گزارش‌هایی درباره حمله به نفتکش‌ها در تنگه هرمز ارائه شده است. سپاه پاسداران بیان کرده که چند نفتکش پس از برخورد با مین‌های دریایی آتش گرفته‌اند. گزارش‌های دریایی نیز از اصابت پرتابه‌های ناشناس به یک نفتکش در منطقه خبر داده‌اند. اهمیت این تحولات در آن است که تنگه هرمز به یکی از مهم‌ترین نقاط فشار در جنگ ایران و آمریکا تبدیل شده است. هرگونه تشدید درگیری در این منطقه، علاوه بر صعود خطر برخورد مستقیم نیروهای نظامی دو کشور، می‌تواند بازار انرژی و اقتصاد جهانی را نیز تحت تأثیر قرار دهد.

در چنین شرایطی، حتی یک عملیات نظامی محدود ممکن است به‌سرعت از کنترل خارج شود؛ به‌ویژه اگر حمله آمریکا با پاسخ ایران به پایگاه‌ها، نیروها یا منافع واشنگتن در منطقه همراه شود.

در کنار تحولات نظامی، تلاش‌های دیپلماتیک نیز ادامه دارد. قطر در روزهای اخیر تلاش کرده است اختلافات ایران و آمریکا را کم شدن دهد و دو طرف را به توافقی برای اتمام دادن به جنگ نزدیک کند.

طبق گزارش‌های منتشرشده، مذاکرات غیرمستقیم بر پیشنهاد ایران برای بازگشایی تنگه هرمز در برابر رفع محاصره دریایی آمریکا و پذیرش مطالبات تهران متمرکز است. ایران عنوان کرده است که پاسخ واشنگتن به شروط هفت‌گانه این کشور قانع‌کننده نبوده است.

در همین حال، جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهوری آمریکا، از پیشرفت در مذاکرات سخن گفته است؛ اما مقام‌های ایرانی تأکید کرده‌اند که توافق تنها در صورت پذیرش مطالبات ایران توانایی‌پذیر خواهد بود.

این اختلاف مواضع بیانگر است که هنوز فاصله قابل توجهی میان دو طرف وجود دارد. تهران می‌خواهد توافقی به دست آورد که خاتمه جنگ، رفع محاصره و تضمین‌های لازم را در بر بگیرد؛ در مقابل، واشنگتن به دنبال توافقی است که بتواند آن را به‌عنوان حاصل فشار نظامی و سیاسی خود معرفی کند.

برای ترامپ، توافق با ایران می‌تواند راهی برای خروج از بحرانی باشد که به شکست انتخاباتی حزبش کمک کرده است. اما اگر او نتواند توافقی را به دست آورد که از نظر سیاسی قابل دفاع باشد، ممکن است بار دیگر به گزینه نظامی روی بیاورد.

در این میان، زمان نیز اهمیت دارد. هرچه به آغاز به کار کنگره تازه نزدیک‌تر شویم، احتمال صعود فشار سیاسی بر ترامپ برای اتمام دادن به جنگ بیشتر خواهد شد. همین محور می‌تواند مذاکرات را به یک رقابت زمانی تبدیل کند؛ رقابتی که در آن هر دو طرف تلاش می‌کنند پیش از تغییر شرایط سیاسی آمریکا، امتیازهای بیشتری به دست آورند. شاهد این مدعا پیام اخیر رهبر انقلاب است که با تاکید بر عدم امتیازدهی به آمریکا توام بود.

به این ترتیب، ۲ ماه آینده می‌تواند به یکی از حساس‌ترین دوره‌های جنگ تبدیل شود. آنچه اکنون اهمیت دارد، نه صرفاً احتمال حمله یا توافق، بلکه نحوه محاسبه ترامپ از هزینه و فایده هر دو گزینه است. اگر او جنگ را ابزاری برای بازسازی قدرت سیاسی خود بداند، خطر تشدید درگیری همچنان جدی خواهد بود. اگر، اما به این حاصل برسد که ادامه جنگ، موقعیت او را در برابر کنگره به‌روز و افکار عمومی آمریکا ضعیف‌تر می‌کند، ممکن است توافق را به‌عنوان راه خروج انتخاب کند.

با این حال، تجربه ماه‌های گذشته نشان داده است که در پرونده ایران، تصمیم‌های ترامپ همواره قابل پیش‌بینی نیستند. همین مسئله، در کنار تحولات میدانی تنگه هرمز و اختلافات جدی در مذاکرات، باعث می‌شود ۲ ماه آینده نه فقط برای تهران و واشنگتن، بلکه برای کل منطقه، دوره‌ای سرنوشت‌ساز باشد.

برچسب: نویسنده: جواد رمضانی اصل تاريخ: پنجشنبه 14 آبان 1405 ساعت: 11:22

صفحه بندی

خبرنامه