مطالب برگزیده سایت
دنبال کنیدمیلادخواندن ۳ دقیقه·۲ روز پیشدنیایی دقیق در وجود آدمی!سلام
در پستهای قبل گفتم که یک سری دغدغه و افکار ذهنی داشتم و شدیداً نیاز به معیاری برای سنجش دنیای اطرافم و اعمال خودم داشتم. این بزرگترین فشار ذهنیام بود که باعث میشد از همه چیز ناراضی باشم. برای همین، مجبور شدم از کلیترین و همهگیرترین افکار—یعنی دین—آغاز کنم.
بعد از آن شرطبندی که با خدا کردم، کل وجودم را صرف کتاب اخلاقی «معراجالسعاده» (نوشته ملا احمد نراقی) کردم.
یادم است در کلاس هفتم یا هشتم، در کتاب دینی حدیثی بود که میگفت: «هر کس خودش را بشناسد، خدا را شناخته است». همان اول این کتاب هم به همین حدیث اشاره شده بود. (نراقی، معراجالسعاده، ص ۱۱: «من عرف نفسه فقد عرف ربه»). این برای من سؤال بود که مگر یک آدم چه میتواند باشد که حتی خودش هم به سختی بتواند خودش را بشناسد؟
این را هم بگویم که شنیده بودم اسلام دقیقترین دین است، و من هم تا آن موقع دنبال بهانهای بودم که ایرادی از آن دربیاورم و بگویم «دیدی جامع نبود؟! پس آسوده باش که دین دروغ است!» پس تصمیم گرفتم به هر طریقی که شده، مسئله را روشن کنم.
آدمی متشکل از روح و جسم است. اما دربارهٔ روح، کتاب به مشهورترین و مستقیمترین آیهٔ قرآن اشاره میکند که مشخصاً دربارهٔ «روح» سخن میگوید:
«وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ ۖ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَمَا أُوتِيتُم مِّنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا» (اسراء/۸۵)
(و از تو دربارهٔ «روح» میپرسند، بگو: «روح از فرمان پروردگار من است، و به شما از دانش جز اندکی داده نشده است.»)
و به همین دلیل میگوید گزارشها زیادی از آن در دسترس نیست. پس آنچه میماند نفس است. (نراقی، معراجالسعاده، ص ۱۴: بیان اینکه روح از عالم امر است و شناخت کنه آن ممکن نیست).
کدامشان مهمتر است؟ مراقبت از جسم یا نفس؟
انسان گاهی مریض میشود (جسمش)؛ پس به پیشگیری نیاز دارد تا مریض نشود و اگر مریض شد، به طبیب نیاز دارد. نفس هم همینطور است؛ نیاز به مراقبت دارد و نفس هم خوراک دارد: خوب و بد، مفید و مضر.
وقتی جایی از بدن درد دارد، دردش متوجه خود شخص است و صدمهای متوجه دیگران نیست—مگر در بیماری مسری. اما در نفس که صحت و بیماریاش را سر جمع «اخلاق» میگویند، نه تنها متوجه خود شخص است، بلکه دیگران را هم در بر میگیرد. حالا بگذریم از آنکه اگر نفس اصلاح نشود، ممکن است آدمی را به جهنم ببرد و تا ابد بدبخت کند، در حالی که جسم اگر مریض شود، نهایتاً چند سال دردش را باید تحمل کنی. (نراقی، معراجالسعاده، ص ۱۷: بیماری روح، آدمی را به هلاکت دائمه و شقاوت ابدیه میرساند، در حالی که بیماری جسم نهایتاً چند روزه است).
«پس علاج کردن اخلاق از درمان کردن جسم ارجحتر است.»
کسی خوشبخت است که هرچه زودتر و بهتر و بیشتر در اصلاح خودش تلاش کند.
نفس متشکل از چهار جزء است: عقل، غضب، شهوت و وهم. (نراقی، معراجالسعاده، ص ۲۴: قوای اربع حکم کارفرمایان و سران لشکر را دارند).
· عقل: به صورت کلی کار میکند و امور را از حالت کلی ارزیابی میکند و آیندهنگر است. وظیفهٔ اصلی او مهار و تدبیر برای آن سه تای دیگر است.
· غضب: برای امور دفاعی است؛ یعنی آنچه که آدمی را مجاب میکند تا چیزهایی که به آدم خسارت یا ضرر میرسانند را دور کند، مثل غیرتی شدن برای کسانی که برای ناموس مزاحمت ایجاد میکنند.
· شهوت: مسئول امور جاذبه و تولید مثل است؛ چیزهایی که برای وجود آدمی لازماند، مثل خوردن، آشامیدن و تولید مثل که تداوم نسل است.
· وهم: مسئول نقشه کشیدن و عملی کردن دستورات آن سه تای دیگر است.
روح همچون پادشاهی یک کشور است که تجربهٔ کافی ندارد و چهار مشاور دارد.
· عقل چون وزیر ارشد است که نظارت و تدبیر بر سه تای دیگر دارد و امور کلی کشور را تحلیل میکند.
· غضب همچون وزیر جنگ است که پاسبانی از این کشور را دارد.
· شهوت نیز همچون مسئول خراج و مالیات است و در صدد برآورده کردن مایحتاج این کشور است.
· و وهم نیز مسئول به اجرا درآوردن تصمیمات است—یا به صورت عینی و واقعی، یا به صورت دروغ و توهم؛ خلاصه هرجور شده تصمیم را اجرایی میکند.
· نراقی، ملا احمد. معراجالسعاده، صفحات ۱۱، ۱۴، ۱۷ و ۲۴.
برچسب:
نویسنده: جواد رمضانی اصل