مطالب برگزیده سایت
دنبال کنیدشرکت ایران طراحخواندن ۹ دقیقه·۱ ساعت پیشراه اندازی باشگاه بدنسازی ۱۴۰۵ و درسهای قبل از سفارش دستگاهاین یادداشت روایت شخصی من از راه اندازی باشگاه بدنسازی در یک سالن ۱۲۰ متری است. با عددها، فاکتورها و اشتباههایی که خودم پایشان هزینه دادم.
وقتی تصمیم گرفتم در محلهمان یک سالن کوچک باز کنم، فکر میکردم سختترین بخش کار پیدا کردن ملک و گرفتن مجوز است. خیلی زود فهمیدم تصمیم اصلی جای دیگری است. اینکه چه دستگاههایی، با چه کیفیتی و از چه کسی بخرم. ملک را میشود عوض کرد و دکور را میشود تغییر داد. اما تجهیزاتی که با سرمایه اولیه میتهیه، سالها با شما میمانند. هم در ترازنامه، هم در صدای قرقرهای که هر روز ساعت شش عصر میشنوید.
اگر شما هم همینجا ایستادهاید، اینها چیزهایی است که کاش روز اول کسی به من میگفت.
اشتباه اول من این بود که از کاتالوگ دستگاهها آغاز کردم. چند هفته عکس دستگاه نگاه کردم، ارزش پرسیدم و فهرست آرزوها را بلندتر کردم. ترتیب درست برعکس است. اول کل هزینه را روی کاغذ بیاورید.
طبق برآوردهایی که در گزارشهای امسال بازار دیدم و با پیشفاکتورهای خودم هم جور درمیآمد، یک باشگاه کوچک محلی با ۲۰۰ تا ۵۰۰ میلیون تومان سرمایه هم قابل شروع کار است. باشگاه متوسط معمولاً ۱ تا ۲ میلیارد تومان میخواهد و مجموعههای لوکس از ۴ میلیارد هم بالاتر میروند. سهم تجهیزات در یک سالن متوسط بهتنهایی بین ۱ تا ۳ میلیارد تومان است.
قبل از هر خریداری تازه، ارزش دارد بپرسید این تهیه شما را به کدام ردیف این جدول میبرد.
بخش بزرگی از غافلگیریها از جایی آمد که اصلاً فکرش را نکرده بودم. برق سهفاز اولینش بود. برای تردمیلهای باشگاهی و کولرها لازم شد و بین ۳۰ تا ۷۰ میلیون تومان خرج داشت. اگر ملک از قبل برق سهفاز داشته باشد، این رقم خیلی پایینتر میآید، پس موقع اجاره کردن همین سؤال را بپرسید.
حمل و نصب بسته به تعداد دستگاه و طبقه، ۱۰ تا ۳۰ میلیون تومان شد. کفپوش لاستیکی حدود ۲۰۰ تا ۴۰۰ هزار تومان برای هر متر مربع هزینه داشت و آینه سالن متری ۳۵۰ تا ۶۰۰ هزار تومان.
کفپوش لاستیکی: ۲۰۰ تا ۴۰۰ هزار تومان هر متر مربع
سرویس ماهانه پس از افتتاح: ۵ تا ۱۰ میلیون تومان
ردیف آخر هزینه یکباره نیست و همین آن را خطرناکتر میکند. بعد از افتتاح، هر ماه ۵ تا ۱۰ میلیون تومان برای نگهداری و نظافت فنی کنار گذاشتم.
یک قانون ساده هم یاد گرفتم. ۲۰ تا ۳۰ درصد کل سرمایه را بهعنوان سرمایه در گردش کنار بگذارید. ماههای اول، شهریهها کفاف اجاره و حقوق مربی را نمیدهد و کسی که این پول را کنار نگذاشته، مجبور میشود در ماه سوم تصمیمهای عجولانه بگیرد.
صدور مجوز در شهر ما حدود ۳۰ تا ۴۵ روز کاری طول کشید و هزینههای اداریاش نزدیک ۴ میلیون تومان شد. این عدد بسته به شهر و نوع ملک فرق میکند، ولی ترتیب کار احتمالاً همهجا شبیه است.
بازدید کارشناس به نقشه سالن، تهویه، سرویس بهداشتی و خروجی اضطراری حساس است. پس قبل از اینکه دستگاهها برسند، پلان را نهایی کنید. اگر کارشناس بخواهد جای چیزی عوض شود و دستگاهها از قبل پیچ شده باشند، جانمایی دوباره هم وقت میبرد و هم پول.
من این دو کار را همزمان پیش بردم. پرونده مجوز در جریان بود و در همان هفتهها پیشفاکتورها را جمع میکردم. وقتی مجوز آمد، فقط مانده بود سفارش نهایی و تحویل.
سالن ۱۲۰ متری را تقریباً اینطور تقسیم کردم. حدود ۵۵ درصد برای دستگاههای قدرتی و وزنه آزاد، ۲۵ درصد برای بخش هوازی و بقیه برای پذیرش، رختکن و مسیر عبور. یعنی کمی بیشتر از ۶۵ متر برای قدرتی، ۳۰ متر برای هوازی و حدود ۲۴ متر برای بقیه.
اگر این نسبت را از اول مشخص نکنید، کاتالوگها شما را به تهیه دستگاههایی میکشانند که بعداً جایی برایشان نیست.
برای هر ایستگاه، علاوه بر ابعاد خود دستگاه، فضای حرکت کاربر و حدود ۶۰ سانتیمتر فاصله ایمن در نظر بگیرید. پشت تردمیلها هم دستکم دو متر خالی بماند. این دو متر روی نقشه زیاد به نظر میرسد و وسوسه میشوید یک دستگاه دیگر آنجا بگذارید. نگذارید.
مسیر عبور را هم جدی بگیرید. کسی که با دو دمبل سنگین از رک به سمت نیمکت میرود، نباید از بین دو دستگاه راه باز کند. ارتفاع سقف را هم برای کراساور و لت چک کنید، قبل از اینکه سفارش بدهید.
برای ابتدا، ایستگاههای پایه را پوشش دهید. پرس سینه، لت و قایقی برای بالاتنه. پرس پا و جلوپا و پشتپا برای پایینتنه. یک کراساور چندکاره و یک اسمیت. انتخاب یک دستگاه بدنسازی باشگاهی با بدنه مقاوم و وزنه ستونی، در سالهای اول هزینه نگهداری را خیلی پایین میآورد.
دلیل وزنه ستونی برای من ساده بود. بیشتر اعضای یک سالن محلهای تازهکار یا میانسالاند و دستگاهی را ترجیح میدهند که وزنهاش با یک پین عوض شود. دستگاه صفحهای را برای چند ایستگاه نگه داشتم که ورزشکاران باتجربهتر سراغش میروند.
بخش وزنه آزاد را فراموش نکنید. رک دمبل، چند نیمکت قابل تنظیم و هالتر. این بخش ارزانتر از ایستگاههای قدرتی تمام میشود ولی در ساعتهای شلوغ بیشترین آدم را جذب میکند.
در بخش هوازی، با سه تردمیل و دو دوچرخه ثابت آغاز کردم و الپتیکال را به ماه ششم موکول کردم. ساعتهای شلوغ نشان داد تردمیل اولویت واقعی است و این ترتیب درست بود.
برای تردمیل باشگاهی، موتور AC با توان پیوسته بالا برای کار طولانی مناسبتر از موتورهای DC خانگی است. تردمیل در سالن عمومی ممکن است ساعتها پشت سر هم کار کند و موتوری که برای نیم ساعت در روز ساخته شده، زیر این بار دوام نمیآورد.
این سؤالی بود که تقریباً هر کسی از من پرسید. دستگاه دستدوم میتواند تا حدود ۳۰ درصد در هزینه صرفهجویی کند. من فقط در سه حالت سراغش رفتم. وقتی دستگاه را حضوری تست کردم، مدل و سال ساخت معلوم بود و عرضهنده دستکم یک ضمانت کوتاه داد.
برای دستگاههای پرتردد مثل تردمیل و کراساور نو خریداریم. برای نیمکت و رک دمبل، که قطعه متحرک ندارند، دستدوم سالم جامعاً منطقی بود. یک نیمکت سالم پنجساله با یک نیمکت نو فرق زیادی ندارد. یک تردمیل پنجساله با موتوری که نمیدانید چند ساعت کار کرده، داستان دیگری است.
اولی خریداری یک دستگاه تخصصی گران بود که در عمل هفتهای چند نفر بیشتر سراغش نمیرفتند. پولش میتوانست یک ایستگاه پرس سینه دوم بشود که هر عصر صف داشت.
دومی این بود که رنگ و طراحی دستگاهها را از چند تأمینکننده مختلف گرفتم. سالن ظاهری ناهماهنگ پیدا کرد. اگر الان آغاز میکردم، دستکم دستگاههای هر بخش را از یک سری میخریداریم. تأمین قطعه و سرویس هم اینطوری سادهتر است.
سومی از همه مهمتر بود. به ضخامت بدنه، کیفیت کابل و قرقره و نوع یاتاقانها توجه کافی نکردم. چند ماه بعد صدای قرقرهها و پاره شدن یک کابل هم هزینه داشت و هم اعتبار باشگاه را زیر سؤال برد.
حالا موقع بازدید از هر دستگاه، محل جوشها را از نزدیک نگاه کنید. جوش خوب یکنواخت است و حفره ندارد. رنگ الکترواستاتیک نباید جایی پوسته شده باشد. دستگاه را یک بار با وزنه کم و یک بار با وزنه زیاد امتحان کنید. حرکت باید در هر دو حالت نرم و بدون لرزش باشد.
بیشتر فروشرسانیندگان امروز فرصت خریداری اقساطی یا پرداخت مرحلهای دارند. قبل از امضا، نرخ نقد و اقساط را کنار هم بگذارید و هزینه نصب و حمل را جداگانه بپرسید. تفاوت این دو عدد گاهی بیشتر از چیزی است که در نگاه اول به نظر میرسد.
گارانتی هم باید کتبی و روشن باشد. چه قطعاتی را پوشش میدهد، مدتش چقدر است و سرویسکار در چه مدتی میآید. پیشفاکتور بدون تاریخ اعتبار را هم جدی نگیرید، چون بهاها با نرخ ارز و محمولههای تازه عوض میشوند.
من در نهایت برای بخش قدرتی سراغ طلوع ورزش ایرانیان رفتم، چون فرصت دیدن نمونه دستگاهها، مشاوره چیدمان و تعهد خدمات پس از عرضه را یکجا داشت. پیشنهادم این است که شما هم دستکم سه پیشفاکتور را دقیق مقایسه کنید. با مشخصات یکسان، نه فقط با اسم دستگاه.
صبح روز سوم، ساعت هفت، دو نفر همزمان سراغ پرس سینه آمدند و صف کوچکی جلوی لت تشکیل شد. همان روز فهمیدم تعداد ایستگاههای پرکاربرد را باید مطابق اوج شلوغی حساب کنم، نه میانگین روز.
عصرها، بین ۶ تا ۹، تقریباً همه تردمیلها پر بودند. دو هفته بعد یک قایقی دوم و یک تردمیل دیگر اضافه کردم و صفها کوتاه شد. اگر در پلان جای خالی برای چند ایستگاه بعدی نگذاشته باشید، همین اضافه کردن ساده به جابهجایی دستگاهها میکشد.
اگر الان شروع کار میکردم، از روز اول یک جدول ساده از تعداد ورزشکار در هر ساعت نگه میداشتم. چنین جدولی مبنای خوبی برای هر تهیه تازه است.
آن کابل پاره به من یاد داد که نگهداری کار بعد از خرابی نیست. یک برنامه ساده کافی است. هر روز قبل از باز شدن سالن، کابلها را با چشم چک کنید و پینهای وزنه را امتحان کنید. هفتهای یک بار قرقرهها را بچرخانید و پیچهای دستگاههای پرتردد مثل کراساور، لت و پرس پا را سفت کنید.
برای تردمیل فقط روغن سیلیکون مخصوص تردمیل مناسب است و توصیه رایج، روغنکاری هر ۲۰ تا ۴۰ ساعت کار یا دستکم هر سه ماه یک بار است، مگر اینکه راهنمای سازنده چیز دیگری بگوید. یک برگه سرویس روی بدنه هر دستگاه، با تاریخ هر بازدید و تعویض قطعه، کمک میکند هر کس در شیفت است بداند آخرین سرویس کی بوده.
حداقل سرمایه راهاندازی باشگاه بدنسازی چقدر است؟
برای یک سالن کوچک محلی با تجهیزات پایه و بخشی دستدوم، از حدود ۲۰۰ تا ۵۰۰ میلیون تومان میشود آغاز کرد. سالن متوسط با تجهیزات نو معمولاً به ۱ تا ۲ میلیارد تومان نیاز دارد.
گرفتن مجوز باشگاه چقدر زمان و هزینه میبرد؟
تجربه من حدود ۳۰ تا ۴۵ روز کاری و نزدیک ۴ میلیون تومان هزینه اداری بود. این عدد بسته به شهر و نوع ملک فرق میکند.
برای یک سالن متوسط حدود ۱ تا ۳ میلیارد تومان. بیشترین سهم مال ایستگاههای قدرتی وزنه ستونی و تردمیلهای باشگاهی است.
برای تجهیزات بدون قطعه متحرک بله. برای دستگاههای پرتردد فقط اگر تست حضوری، مدل و سال ساخت مشخص و ضمانت داشته باشد.
اگر بخواهم کل این تجربه را در یک ترتیب خلاصه کنم، این است. هزینه کل و سرمایه در گردش، بعد متراژ و پلان، بعد دستگاههای پایه و در آخر شرایط خریداری و گارانتی. من این ترتیب را برعکس شروع کار کردم و هزینهاش را دادم. شما لازم نیست.
برچسب:
نویسنده: جواد رمضانی اصل