مطالب برگزیده سایت
دنبال کنیدحاصل عمر: روایتهایی برای بهتر زیستنخواندن ۱۸ دقیقه·۱۳ دقیقه پیش«از ۴۵ نفر بالای ۸۰ سال درباره راز خوشبختی پرسیدیم؛ همه آنها آرزو میکردند کاش این یک نکته را زودتر در زندگی فهمیده بود️راز خوشبختی از نگاه ۴۵ نفر بالای ۸۰ سال
آنها جنگها، رکودهای اقتصادی و فقدان عزیزان را تجربه کردهاند. اما آنچه درباره خوشبختی میگویند، برخلاف انتظار ماست. یک روانپزشک و استاد دانشگاه هاروارد بیان میدهد چرا این شیوه مؤثر است.
️مقدمه: آیا زندگی من پر است یا واقعاً رضایتبخش؟
در روز جاری حدود ۵۰۰ ایمیل پاسخ دادهام، ۳۰۰ پیامک فرستادهام، پنج نوجوان را با ماشین به مرکز سفارش بردهام، چهار توده استفراغ سگ را تمیز کردهام، سه کلاس ورزشی برگزار کردهام، دو مصاحبه انجام دادهام، یک مقاله و نیم نوشتهام و در یک کلاس زبان اسپانیایی شرکت کردهام... و هنوز حتی وقت شام هم نرسیده است!
فقط جای آن پرنده معروف روی درخت گلابی خالی است!
زندگی من قطعاً پرمشغله است. اما آیا واقعاً زندگی رضایتبخشی دارم؟
نمیتوانم بگویم تمام کارهایی که در زمان حاضر انجام دادهام برایم شادی به همراه داشتهاند.
اما مگر قرار نیست اگر میخواهیم واقعاً خوشبخت باشیم، از چیزهای کوچک زندگی لذت ببریم؟ یا چیزی شبیه به این؟
این عبارت «یا چیزی شبیه به این» این روزها زیاد ذهنم را مشغول میکند؛ بهخصوص وقتی میبینم روزها با سرعت بیشتری از راه میرسند و میگذرند.
وقتی زندگی اینقدر شلوغ و پرمشغله است، قرار است خوشبختی را در این «یک زندگی زیبای خودمان» کجا پیدا کنیم؟
ناگهان به نکتهای فکر کردم: ما حاضریم از ۵۰۰ غریبه در اینترنت بپرسیم چطور نان خمیرترش درست کنیم، اما به دلایلی هرگز از کسانی که ۸۰ سال یا بیشتر زندگی کردهاند نمیپرسیم که چگونه باید زندگی کرد!
خوشبختانه من میتوانم این خلأ را برای همه پر کنم.
من نویسنده ستون «۱۰۰ سال نیرومند» در مجله The Healthy هستم و با افرادی در دهه ۸۰، ۹۰ و حتی ۱۰۰ سالگی زندگیشان و رازهای طول عمرشان را مرور میکنم.
یکی از سؤالهایی که همیشه از آنها میپرسم این است:
و باور کنید، این افراد واقعاً خوشحالاند!
با وجود اینکه رکود بزرگ اقتصادی، جنگ جهانی دوم، جنبش حقوق مدنی، انقلابهای متعدد در کشورهای مختلف و انواع مشکلات شخصی را تجربه کردهاند، بیشتر آنها در اغلب اوقات نگرشی مثبت به زندگی دارند.
دکتر رابرت والدینگر، روانپزشک و مدیر مشترک «مطالعه رشد بزرگسالان دانشگاه هاروارد» که طولانیترین مطالعه جهان درباره خوشبختی است، میگوید:
«این محور اصلاً مرا شگفتزده نمیکند. انسانها معمولاً با صعود سن خوشحالتر میشوند.»
او بیان میدهد که این پدیده واقعی و مستند است و در روانشناسی به آن اثر مثبتنگری (Positivity Effect) میگویند.
حدود میانه دهه ۴۰ زندگی، تغییر روانشناختی مهمی اتفاق میافتد؛ زمانی که افراد کمکم متوجه میشوند زندگی کوتاه است.
برای اینکه بفهمم واقعاً چه چیزی انسانها را خوشحال میکند، با بیش از ۴۵ نفر در سنین ۸۰ تا ۱۰۳ سال مصاحبه کردم و از آنها پرسیدم:
* آرزو میکردند چه چیزی را درباره خوشبختی زودتر در زندگی فهمیده بودند؟
* چه چیزی باعث میشود همچنان لبخند بزنند؟
پاسخ آنها قطعاً شما را شگفتزده خواهد کرد؛ زیرا تقریباً درست در نقطه مقابل توصیههای رایج کتابهای خودیاری است.
️ راز خوشبختی که بیشتر افراد بالای ۸۰ سال آرزو میکنند زودتر میدانستند چیست؟
مهمترین درسی که بارها در صحبت با این افراد تکرار شد، شاید بهتر از همه در جمله دوایت رابرتز، مرد ۱۰۰ ساله، خلاصه شده باشد:
«من حتی زندگی را با معیار خوشبختی ارزیابی نمیکنم. ذهن من اصلاً در آن سطح کار نمیکند.»
دنبال خوشبختی ندوید؛ حتی لازم نیست مدام به آن فکر کنید!
بیشتر افراد فعال ۸۰، ۹۰ و ۱۰۰ سالهای که با آنها صحبت کردم، آنقدر سرگرم زندگی، مفید بودن و کنجکاوی درباره جهان اطرافشان هستند که اصلاً فرصت نمیکنند مرتب از خودشان بپرسند آیا خوشحال هستند یا نه!
کانی کار، زنی ۹۳ ساله که هنوز هفتهای سه کلاس ورزشی برگزار میکند، میگوید:
«اوه، من وقت غمگین بودن ندارم! هیچوقت هم نداشتهام. با سرگرمیها، دوستان و کلاسهایم، همیشه اتفاق شادیبخشی در زندگیام وجود دارد.»
هاوی استندر ۹۵ ساله نیز خودش را با فعالیتهای مختلف سرگرم نگه میدارد؛ حتی یک بار در تقویم YMCA با پوششی نسبتاً جسورانه عکس گرفته است!
«وقتی مردم درباره خوشبختی از من سؤال میکنند، به آنها میگویم اینقدر روی خودتان متمرکز نباشید. آرام باشید. به همه چیزهایی که اطرافتان اتفاق میافتد علاقه نشان دهید. چشمانتان را نبندید عزیزم! دنیای شگفتانگیزی در بیرون وجود دارد.»
«خوشبختی لزوماً یک انتخاب نیست؛ بلکه یک احساس است. راه درست این نیست که تلاش کنیم خوشبختی را به زور در خودمان ایجاد کنیم، بلکه باید شرایطی فراهم کنیم که خوشبختی بتواند در آن شکل بگیرد و سپس به زندگی عادی خود ادامه دهیم.»
او میگوید تلاش بیش از حد برای خوشحال بودن حتی ممکن است خروجی معکوس داشته باشد.
مثلاً پدر یا مادری را تصور کنید که در حالی که فرزندش در پارک دیزنی بدقلقی میکند، با دندانهای بههمفشرده اصرار دارد:
«این خیلی سرگرمکننده است! باید از آن لذت ببری!»
در عوض، بهتر است فرصتهایی برای تجربه شادی فراهم کنیم، بدون اینکه از خودمان انتظار داشته باشیم هر لحظه زندگی سرشار از شادی و هیجان باشد.
مارتا کلمنت ۹۱ ساله، که در زمان تولدش پزشک با کالسکه اسبی به خانهشان آمده بود و حالا از هوش مصنوعی استفاده میکند، نمونه خوبی از این طرز فکر است.
«من افسرده نمیشوم، چون از خانه بیرون میروم و حرکت میکنم!»
«دوستان مرا خوشحال میکنند، اما اگر همیشه در خانه بمانید و روی صندلی بنشینید، نه میتوانید دوست پیدا کنید و نه دوستیهایتان را حفظ کنید.»
جالب است بدانید مردی که در مصاحبه کنار او نشسته بود، لی پنالگن ۹۰ ساله، بیش از ۸۰ سال است که دوست اوست!
️ آنها قطعاً چه کارهایی انجام نمیدهند؟
آنها در خانه نمینشینند تا با جدول و نمودار، راهی برای بهینهسازی خوشبختی خود پیدا کنند یا تمام افرادی را که به قول معروف «به آنها حس خوبی نمیدهند» از زندگیشان حذف کنند.
در واقع، این افراد در برابر چیزهایی که ممکن است ناراحتکننده باشند یا مطابق میلشان پیش نروند، بسیار بردبارند.
برای مثال، دوایت در ۴۵ سال گذشته بیش از ۳۰۰ مسابقه دو، از جمله چهار ماراتن، شرکت کرده است؛ اما با کمال تعجب میگوید:
پس اگر دویدن او را خوشحال نمیکند، چرا آن را ادامه میدهد؟
چون دویدن چیزهایی بیش از خودِ عمل دویدن به او داده است:
او یاد گرفته است بهجای ارزیابی مداوم خوشبختی خود، به آنچه همین حالا در مقابلش قرار دارد توجه کند.
البته افرادی که با آنها مصاحبه شده، لزوماً نماینده تمام افراد همسن خود نیستند؛ زیرا کسانی که داوطلب مصاحبه شدهاند، ممکن است بهطور متوسط شادتر یا فعالتر از همسالانشان باشند.
با این حال، این ایده که برای داشتن یک زندگی رضایتبخش مجبور نیستیم همیشه خوشحال باشیم، پشتوانه پژوهشهای روانشناختی دارد.
«مطالعات بسیار زیادی نشان دادهاند که خوشبینی تأثیر قابلتوجهی بر سلامت دارد.»
افرادی که عمر طولانیتری دارند معمولاً احساس شادی بیشتری میکنند و از سوی دیگر، افراد شادتر نیز تمایل دارند عمر طولانیتری داشته باشند. به این ترتیب یک چرخه مثبت شکل میگیرد.
️ آیا تحقیقات علمی نیز این دیدگاه را تأیید میکنند؟
مطالعهای در سال ۲۰۲۴ در دانشگاه کالیفرنیا، برکلی، نشان داد که زیر نظر گرفتن و قضاوت مداوم درباره میزان خوشبختی خود، با افت احساس بهزیستی و صعود احساسات منفی ارتباط دارد؛ حتی زمانی که فرد در حال تجربه اتفاقات مثبت است.
اما صرفاً خواستن خوشبختی، چنین پیامدهایی نداشت.
اشکالی ندارد که بخواهیم خوشحال باشیم؛ مشکل از جایی آغاز میشود که مدام خودمان را مرور میکنیم و میپرسیم:
یک مرور در سال ۲۰۲۴ در هلند، روی ۸۳۳۱ بزرگسال نیز نشان داد افرادی که خوشبختی را ارزشمند میدانند، رضایت بیشتری از زندگی گزارش میکنند؛ اما تمرکز شدید و مداوم بر خوشحال بودن، رضایت بیشتر از زندگی را در یک سال بعد پیشبینی نمیکرد.
دکتر والدینگر این مسئله را در تحقیقات و زندگی شخصی خود نیز تجربه کرده است.
«یکی از چیزهایی که آرزو میکردم زودتر درباره خوشبختی میدانستم، این است که زندگی همیشه رضایتبخش نیست. این یک نقص نیست؛ بلکه بخشی از ماهیت زندگی است.»
او میگوید زمانی که برای تبدیل شدن به یک راهب ذن مطالعه میکرد، این مبحث را آموخت.
این یادگیری نگرش او را تغییر داد؛ زیرا بهجای مبارزه با ناراحتیها، شروع کار کرد به نگاه کردن به اینکه این ناراحتیها چه چیزی میخواهند به او بیاموزند.
در واقع، بخشی از ناراحتی ما ناشی از تلاش بیش از حد برای فرار از ناراحت بودن است؛ کاری که بسیاری از ما بخش زیادی از زندگی خود را صرف آن میکنیم.
«در کتاب نوینم، به قدرت پذیرفتن احساسات منفی و روبهرو شدن مستقیم با آنها توجه زیادی کردهام. انکار این احساسات، تصمیمگیری و ایجاد اصلاحات مثبت را دشوارتر میکند.»
شما میتوانید ناراحت باشید و در عین حال زندگی شادی داشته باشید.
حتی اگر روز بدی داشته باشد، باز هم میگوید:
«من همیشه روز خوبی دارم، حتی وقتی روزم بد است!»
️چه مسئلهات دیگری در صحبت با این افراد بارها تکرار شد؟
به گفته دکتر والدینگر، قویترین عامل مرتبط با سلامت و خوشبختی، داشتن روابط انسانی قوی است.
اما راههای زیادی برای ایجاد و حفظ این روابط وجود دارد. در مصاحبهها سه محور دیگر نیز بارها تکرار شدند.
️ ۱. آنها با کمک به دیگران و فعالیتهای داوطلبانه، احساس مفید بودن میکنند
فعالیت داوطلبانه، چه در قالب یک سازمان رسمی و چه با کمکهای کوچک به اطرافیان، بهطور مداوم با سلامت بهتر و بیشتر شدن خوشبختی ارتباط داشته است.
کمک به دیگران راه قدرتمندی برای تجربه خوشبختی است، بدون اینکه مستقیماً روی خوشحال کردن خودمان تمرکز کنیم.
زیرا وقتی مشغول بهتر کردن زندگی فرد دیگری هستیم، خودمان نیز احساس شادی بیشتری میکنیم؛ حتی بیشتر از آنچه ممکن است با یک روز اختصاصی برای مراقبت از خود به دست آوریم.
این سالمندان نمونههای زندهای از این مبحث هستند.
ادوارد کراوس ۹۱ ساله، به مدت ۲۳ سال مسئول انبار مواد غذایی شهر خود بوده، برای مؤسسه خیریه Habitat for Humanity خانه ساخته و سپس خیریهای تأسیس کرده که برای افرادی که نمیتوانند بهراحتی از خانه خارج شوند، رمپ ویلچر میسازد.
ژان هینکل ۹۲ ساله، برنامه توزیع غذای مجانی را راهاندازی کرده و اکنون هر سومین پنجشنبه ماه بین ۱۰۰ تا ۳۵۰ وعده غذای گرم توزیع میکند.
ناتالی گرابو ۸۰ ساله، مسنترین زن قهرمان مسابقات Ironman جهان، بخشی از انگیزه خود را از این مسئله میگیرد که آنقدر قوی و سالم بماند تا بتواند از همسرش مراقبت کند.
«این کار به من انرژی میدهد و باعث شادی من میشود.»
استیون برادبلت ۹۱ ساله که در نقاط مختلف جهان زندگی کرده و حتی در جریان مصاحبه برای نویسنده آواز خوانده است، هر هفته یک دسته گل رز به کلیسا میبرد.
او یادداشتی میگذارد و از افراد میخواهد یک گل بردارند و همراه با یک جمله محبتآمیز به شخص دیگری هدیه کنند.
«در نهایت، همه ما اینجا هستیم تا به یکدیگر کمک کنیم.»
اما شاید جیمز اسنید ۱۰۳ ساله بهتر از همه این مبحث را خلاصه کرده باشد.
جیمز در جنگ جهانی دوم راننده تانک بود. در آن دوران ارتش آمریکا هنوز تفکیک نژادی داشت و حتی در عکسهای پیروزی جنگ، او را از تصویر خارج میکردند و سرباز سفیدپوستی را جایگزینش میکردند.
او بعدها نقش مهمی در جنبش حقوق مدنی در جنوب آمریکا ایفا کرد، چندین خانه را با دست خود ساخت و پنج فرزند بزرگ کرد.
با وجود تمام این سختیها، ایمان خود به انسانیت را حفظ کرد و همیشه تلاش داشت از افرادی که ملاقات میکند، استقبال کند.
«هر کار خوبی را که میتوانید، برای هر تعداد انسانی که میتوانید و در هر مکانی که میتوانید انجام دهید.»
️۲. آنها همچنان دوستان بهروز پیدا میکنند؛ اغلب جوانتر از خودشان
دوستی با افراد در سنین و پیشینههای متفاوت، میتواند دیدگاهها، تجربهها و فرصتهای یادگیری نوینی در اختیار ما قرار دهد.
روتی وینت ۹۶ ساله، تمام عمر خود را در ارتباط با آب و شنا گذرانده و هدفش این بوده که توانایی شنا کردن را برای کودکان محروم فراهم کند.
«من دوستان بسیار خوبی داشتم. بیشتر آنها دیگر در قید حیات نیستند. بنابراین دوستان بهروزی پیدا کردهام و اکنون بیشتر دوستانم جوانتر از من هستند. این محور را دوست دارم. آنها باعث میشوند احساس جوانی کنم و همچنان چیزهای نوین یاد بگیرم.»
مارتا کلمنت و لی پنالگن نیز بیش از ۸۰ سال است که با یکدیگر دوست هستند.
آنها با وجود بیشتر شدن سن، همچنان دوستان نوین پیدا میکنند.
ابتدا دوستان و همکلاسیهایی را که از دست دادهاند به یاد میآورند و سپس درباره کسانی صحبت میکنند که در روزهای گذشتهً با آنها آشنا شدهاند.
«دوست پیدا کردن نباید آنقدرها هم پیچیده باشد. قوانین من اینهاست: غیبت نکنید، معاشرت با شما برای دیگران آسان باشد و مرتب به مکانهایی که افراد را در آن ملاقات میکنید سر بزنید.»
راستش را بخواهید، این دستورالعمل خوبی برای دوستی در هر سنی است.
️۳. آنها هرگز بازی و سرگرمی را کنار نگذاشتهاند
جایی بین دوران کودکی و بزرگسالی، بسیاری از ما به این باور میرسیم که تفریح و سرگرمی چیزی است که فقط پس از انجام تمام کارهای مهم زندگی حق داریم به آن بپردازیم.
اما اگر میخواهید زندگیتان واقعاً ارزش زیستن داشته باشد، نباید سرگرمی همیشه به هفته بعد موکول شود.
سانی ولتری ۹۸ ساله، در دهه ۸۰ زندگی خود تصمیم گرفت نجاتغریق شود!
چه کسی در چنین سنی یک سرگرمی یا فعالیت تازه را شروع کار میکند؟
وقتی از او پرسیدم چرا چنین تصمیمی گرفته، با شیطنت چشمکی زد و گفت:
او نهتنها از حضور در استخر لذت میبرد، بلکه در ۹۰ سالگی دختری را که در حال غرق شدن بود نجات داد و تا رسیدن اورژانس عملیات احیای قلبی ریوی را انجام داد و جان او را نجات داد.
«وقتی چیزهای تازه را امتحان میکنید، باید به خودتان ایمان داشته باشید و نگرش مثبتی حفظ کنید. در هیچ کاری زیادهروی نکنید. همیشه ورزش کنید؛ این کلید اصلی است. و خندیدن را فراموش نکنید. نمیدانم راز خوشبختی همین است یا نه، اما قطعاً ضرری ندارد!»
سو فاستر ۹۱ ساله که یک مجموعه بزرگ Airbnb را اداره میکند، با او موافق است.
«من واقعاً معتقدم شوخطبعی مانند دارو عمل میکند. هیچ چیز بهتر از یک خنده واقعی نیست.»
به همین دلیل به دنبال سرگرمیهایی است که هر روز این دوز شادی را برایش فراهم کنند؛ مانند کلاسهایی که در YMCA شرکت میکند.
البته سرگرمی لزوماً نباید فعالیت جسمی باشد.
فرد ریچمن ۹۹ ساله، هنرمند شناختهشدهای که اکنون آثار بیشتری نسبت به گذشته میفروشرسانید، شعار زندگیاش این است:
«لطفاً به من نگویید قرار است مطابق سنم رفتار کنم!»
مایک زامبرانو ۹۵ ساله نیز از کودکی در کوبا رقصیدن را آغاز کرده و پس از مهاجرت به آمریکا، این مهارت را حفظ کرده است.
او همراه همسرش انواع رقصها را تجربه کرده و هنوز هم چند بار در هفته میرقصد.
«اگر نمیتوانید با ریتم هماهنگ شوید، میتوانید قدمهای مخصوص خودتان را بسازید.»
راستش این توصیه فراتر از رقص، میتواند درس خوبی برای زندگی باشد!
️ چگونه میتوان زندگی را طوری تغییر داد که شادتر باشیم، حتی قبل از رسیدن به ۸۰ سالگی؟
زندگیای بسازید که شما را با انسانها و فعالیتهایی که برایتان اهمیت دارند، در ارتباط نگه دارد.
به خوشبختی فرصت ظهور بدهید، بهجای اینکه آن را به یکی دیگر از کارهای فهرست وظایف روزانه خود تبدیل کنید.
«مغز ما بهگونهای برنامهریزی شده که به دنبال خطر بگردد، زیرا توجه به جنبههای منفی میتواند از ما محافظت کند و کمک کند تهدیدها را تشخیص دهیم.»
اما گاهی این غریزه بیش از حد فعال میشود.
از گزارشها ۲۴ ساعته گرفته تا فضای مجازی که معمولاً خبرهای منفی و ترسناک را بیشتر منتشر میکند، دائماً با پیامهای هشداردهنده بمباران میشویم؛ حتی وقتی آن خطرها هیچ ارتباطی با زندگی شخصی ما ندارند.
«باید آگاهانه در برابر این غریزه مقاومت کنیم.»
در ادامه شش راهکار برای آغاز پیشنهاد میشود.
️ ۱. از خودتان نپرسید آیا خوشحال هستید یا نه
بهجای تعقیب یک احساس خاص، روی چیزهایی تمرکز کنید که به زندگی معنا میبخشند:
* گذراندن وقت با افرادی که دوستشان دارید.
* لذت بردن از آنچه همین حالا در مقابل شما قرار دارد.
دوایت رابرتز این مسئله را چنین بیان میکند:
«از خودم میپرسم هنوز چه کارهایی میتوانم انجام دهم و همین کارها در وضعیت کنونی چه چیزی به من میدهند؟»
این به معنای تظاهر به خوب بودن همه چیز نیست.
«منتظر چه اتفاقی هستم؟ با چه کسی میتوانم ارتباط برقرار کنم؟ چه چیزی میتواند امروز را برایم ارزشمند کند؟»
️ ۲. روابط انسانی را چیزی بدانید که باید ساخته شوند، نه اینکه منتظر شکلگیری آنها بمانید
اگر یک مسئله در میان افراد سالمند بارها تکرار شده باشد، اهمیت ارتباط با دیگران است.
اما روابط معنادار بدون تلاش شکل نمیگیرند.
گاهی لازم است شما اولین کسی باشید که تماس میگیرد، قرار ملاقات میگذارد یا آنقدر در یک مکان حاضر میشود تا چهرههای آشنا به دوستان تبدیل شوند.
برای دوستان و خانواده در برنامه روزانه خود وقت مشخصی اختصاص دهید، بهجای اینکه امیدوار باشید بعدها فرصتی پیدا کنید.
در یک کلاس، باشگاه، گروه داوطلبانه یا گردهمایی اجتماعی بهطور منظم شرکت کنید.
خودتان را به افرادی که از قبل میشناسید محدود نکنید. برخی از ارزشمندترین دوستیها زمانی آغاز میشوند که از دایره معمول ارتباطات خود خارج میشوید.
ممکن است ابتدا کمی احساس معذب بودن کنید، اما این کار را انجام دهید.
دوستی ارزش کمی احساس ناراحتی در ابتدای آشنایی را دارد.
«ما از تمام انواع روابط انسانی سود میبریم و سرمایهگذاری روی روابط، مهمترین کاری است که میتوانید برای خوشحالتر شدن انجام دهید.»
️ ۳. راههایی برای مفید بودن برای دیگران پیدا کنید
کمک به دیگران میتواند به روز شما احساس هدفمندی بدهد؛ احساسی که صرفاً با تمرکز بر خوشبختی خودتان به دست نمیآید.
این به معنای آن نیست که حتماً باید عضو یک سازمان خیریه بزرگ شوید یا فردی باشید که همه در بحرانها به سراغش میآیند.
* مشارکت در فعالیتهای اجتماعی مورد علاقهتان.
تمام افرادی که با آنها مصاحبه کردم، در خدمت به دیگران، فعالیت داوطلبانه و حضور مؤثر در زندگی اطرافیان معنایی پیدا کرده بودند.
داستانهای آنها یادآور این حقیقت است که هدفمندی در زندگی لزوماً نباید بزرگ یا باشکوه باشد.
گاهی کافی است بدانید که روز یک انسان دیگر به دلیل حضور شما کمی بهتر شده است.
️۴. برای کارهایی که به شما احساس زنده بودن میدهند، جا باز کنید
رقصیدن، یادگیری یک مهارت نوین، کشف یک مکان تازه یا انجام کاری که شما را از خنده رودهبر میکند، همگی باید جایی در زندگی داشته باشند؛ حتی وقتی هزاران کار دیگر برای انجام دادن دارید.
در ادامه میتوانید توجه به اتفاقات خوب موجود در زندگی را به یک عادت تبدیل کنید.
یک روش ساده، نوشتن روزانه چیزهایی است که بابت آنها سپاسگزار هستید.
روش دیگر این است که از چیزهایی که هنگام دیدنشان احساس خوشحالی میکنید عکس بگیرید و آنها را در یک آلبوم دیجیتال جمعآوری کنید.
هدف این نیست که خوشبختی را به یک وظیفه دیگر در فهرست کارهای روزانه تبدیل کنیم؛ بلکه میخواهیم فرصتهای بیشتری برای تجربه طبیعی شادی ایجاد کنیم.
️ اگر این کارها را انجام دهید، چه مدت طول میکشد تا تغییر را احساس کنید؟
«نکته خوب درباره خوشبختی این است که حتی دگرگونیها کوچک میتوانند بلافاصله احساس شادی را صعود دهند.»
در روز جاری به کسی کمک کنید؛ حتی اگر فقط یک تعریف و تمجید از فردی باشد که تازه با او آشنا شدهاید.
البته برای اینکه تغییر در وضعیت عمومی خلقوخوی شما ایجاد شود، ممکن است به زمان بیشتری نیاز داشته باشید.
انتظار میرود چند ماه طول بکشد تا این عادتها به رفتارهای خودکار تبدیل شوند.
پس از یک سال، احتمالاً بهبود قابلتوجهی در احساس بهزیستی خود مشاهده خواهید کرد.
و اگر مدتی از این عادتها فاصله گرفتید، احساس شکست نکنید.
این اتفاق برای بهترین افراد هم رخ میدهد!
دکتر والدینگر میگوید لغزشها را بخشی طبیعی از انسان بودن بدانید، نه معیاری برای قضاوت درباره ارزش وجودی خودتان.
مطالعه دانشگاه برکلی نیز نشان داد که قضاوت کردن درباره میزان خوشبختی خودمان فقط احساسات منفی را رشد میدهد.
«الان ناراحتم و این طبیعی و قابل قبول است. اما روز بعد چه کاری را میتوانم متفاوت انجام دهم؟»
شما میتوانید از یک روز بد، یک ماه بد و حتی یک سال بد عبور کنید.
روزهایی خواهند بود که احساس شادی نمیکنید؛ هفتههایی که برنامههایتان به هم میریزد و دورههایی که حتی پیدا کردن انرژی برای انجام کارهای ساده دشوار میشود.
این بخشی از انسان بودن است، نه شکست خوردن در خوشبختی.
هدف این است که حتی در روزهای دشوار نیز برای ارتباط با دیگران، کنجکاوی و انجام کارهایی که به زندگی معنا میبخشند، فرصت ایجاد کنید.
و برای آغاز یک کار نوین، هیچوقت دیر نیست.
فقط از ناتالی گرابو، قهرمان ۸۰ ساله مسابقات Ironman، بپرسید.
«من حتی شنا کردن را تا ۵۹ سالگی یاد نگرفته بودم! مردم فکر میکنند با بیشتر شدن سن، انگیزه کم شدن پیدا میکند. اما اگر بخواهم صادق باشم، انگیزه با بیشتر شدن سن حتی شفافتر و روشنتر میشود.»
لازم نیست راهی پیدا کنید که برای همیشه خوشحال بمانید.
در واقع، چیزی به نام خوشبختی همیشگی وجود ندارد.
در عوض، به زندگی ادامه دهید، با دیگران ارتباط برقرار کنید، از چیزهایی که شما را خوشحال میکنند آگاه باشید و در برابر آنچه روز بعد برایتان به ارمغان میآورد، گشوده بمانید.
ترجمه فارسی مقاله نوشته شارلوت هیلتون اندرسن، منتشرشده در Reader’s Digest
به نظرم مهمترین پیام این مقاله در یک جمله خلاصه میشود:
«خوشبختی چیزی نیست که باید تمام عمر به دنبال آن بدویم؛ بلکه اغلب حاصل شیوهای است که زندگی میکنیم.»
ما گاهی آنقدر درگیر تلاش برای رسیدن به یک زندگی ایدهآل میشویم که فراموش میکنیم زندگی همین لحظاتی است که در حال گذراندن آنها هستیم.
شاید لازم نباشد همیشه خوشحال باشیم، همیشه موفق باشیم یا همه چیز مطابق میل ما پیش برود.
شاید کافی باشد هنوز چیزی برای آموختن داشته باشیم، کسی را برای دوست داشتن، کسی را برای کمک کردن و کاری را برای انجام دادن.
و شاید مهمتر از همه، لازم باشد بپذیریم که غمگین بودن، شکست خوردن یا تجربه روزهای سخت، به معنای بد زندگی کردن نیست.
جزئیات مهم و نکات قابل توجه درباره خوشبختی در متن مقاله بررسی شده است.
این موضوع به دلیل اطلاعات و کاربردهای مرتبط، مورد توجه کاربران قرار گرفته است.
جدیدترین اطلاعات و تغییرات مربوط به زندگی در این گزارش ارائه شده است.
برچسب:
نویسنده: جواد رمضانی اصل