قرار و تشویش؛ مرزی به باریکیِ "مو"، میان من و من
در لابهلای ورقهای کتاب، در هر ترانهای که میشنود، در سکوت مبهم هر فضایی خیالی، در اصوات گوناگون آدمهای اطراف، در نگاههای خستهی مسافران اتوبوس بین شهری، در ظرف خالیِ نوازندهی ویلن کنار خیابان، دنبال چه میگردد؟ دنبال چهچیزیست؟ آیا در اساس، باید ردّی، اثری، سر نخی در اینها باشد یا خیر؟
مطالب برگزیده