شرح عرفانی مثنوی مولوی . برگه ی صد و نود و پنجم جزء دوم از دفتز اول
چونکـــــــه فاروق آینۀ اسرار شد جانِ پیر از اندرون بیدار شــــــد ( 2211/1) همچو جان بی گریــه و بی خنده شد جانش رفت و جانِ دیگــــر زنده شد (2212/1) حیرتی آمـــــــــد درونش آن زمان که برون شــد از زمین و آسمان (2213/1) جُست و جــویی از ورایِ جُست و جو من نمی دانم ، تو می دانی بگو (2214/1) حال و قالی از ورایِ حــــال و قال غرقه گشــته در جمالِ ذوالجلال (2215/1) غرقه یی نه که خلاصی باشدش یا به جز
مطالب برگزیده