منتظر گشـــــــــــــتند زخم قهر را قهر آمد ، نیست کــرد آن شهر را (2544/1) صالح از خلوت به سویِ شهر رفت شهــــــر دید اندر میانِ دود ونفت (2545/1) ناله از اجزایِ ایشــــــان می شنید نوحه پیــــــدا ، نوحه گویان ناپدید (2546/1) ز استخوانهاشان شنید او نالـــه ها اشک ریزان جانشان چون ژاله ها (2547/1) قوم ثمود هیچ چاره ای در مقابل رسیدن عذاب الهی نداشـــتند و اجباراً منتظـر زخم قهر خداوند بودند که قهر خداوند رسید و آن شهر را نیست و نابود کــــرد . مطالب برگزیده...
ما را در سایت مطالب برگزیده دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: جواد رمضانی اصل
بازدید: 195
تاريخ: سه
شنبه
11 بهمن
1401 ساعت: 13:21