شهاب نبوی طنزنویس صبح اول وقت باید راهی تیمارستان می شدم. برای بار صدم در آن شب پروفایل دختری که سابقا مورد علاقه ام بود (می دونم خیلی عنوان طرف پیچیده شد اما مجبورم اینجوری بنویسم) را چک کردم. فکر کن
عکس پروفایل شهاب نبوی طنزنویس
صبح اول وقت باید راهی تیمارستان می شدم. برای بار صدم در آن شب پروفایل دختری که سابقا مورد علاقه ام بود (می دونم خیلی عنوان طرف پیچیده شد اما مجبورم اینجوری بنویسم) را چک کردم. فکر کنم با نفر بعدی هم به مشکل خورده. چون هربار که می خواهد رابطه را تمام کند، عکس پروفایلش را با یک جمله ای چیزی از «دولت آبادی، نیچه ، کافکا» یا کسی توی این مایه ها عوض می کند. همیشه می گفت قبل از من فقط با یک نفر رابطه داشته اما این جور که من حساب کردم، یا بعد از کات کردن با من گرگ شده، یا ریاضی اش خوب نیست. امروز حساب کردم، این هجدهمین بار است که جمله سنگین و طعنه دار می گذارد. زدم شبکه خبر، اخبار هم دوتا کارشناس آورده بود که داشتند درباره عکس پروفایل او صحبت می کردند. از ایران رفته است. بعد از او با دونفر دیگر هم وارد رابطه شدم که هردوی آنها هم بعد از مدتی از ایران رفتند. بعد از اینها، خیلی ها می خواستند با من وارد رابطه شوند تا از طریق من از کشور خارج شوند. تازه چند نفرشان فکر می کردند من «آدم پران» هستم و یک مدتی را با دخترکان زیباروی می گذرانم تا کمک شان کنم از کشور خارج شوند. ...