
بارها پیش آمده است که آجری از دست یک بنا،
کیسهای سیمان از شانههای یک کارگر
یا ورقهای آهنی از قلاب یک جرثقیل لیز بخورد و پایین بیافتد
بعضی دردها تا ابد انسان را آزار میدهند
پس به من حق بده
آنقدر ترس در وجودم نهفته باشد …
که هر وقت آغوشات میگیرم
از صدای تکان خوردن گوشوارههایت
بترسم . . .
تا به حال
افتادن شاه توت را دیدهای؟
که چگونه سرخیاش را
با خاک قسمت میکند
هیچ چیز مثل افتادن درد آور نیست
من کارگرهای زیادی را دیدهام
از ساختمان که میافتند
شاه توت میشوند
همیشه بزرگترین اتفاقها
به سادگی هرچه تمام تر اتفاق میافتد
پای همه کارگرها را
به سیاست باز کردند
از وقتی که
جرثقیل ها چوبه دار شدند
«سابیر هاکا»
The post انگار خستگی من به پیش از تولدم برمیگردد appeared first on ideality.