
یکی از سرفصلهای مهم زبان انگلیسی در بخش واژگان که برای بسیاری از زبانآموزان حساس و دشوار است، آشنایی صحیح با افعال دو قسمتی یا phrasal verbs است. به همین سبب در این گفتار با همدیگر برخی از مهمترین افعال دو قسمتی با blow را مورد بررسی قرار میدهیم.
منظور از افعال دو قسمتی با blow آن فعلهایی است که دارای دو بخش، یعنی blow و دیگری حرف اضافه باشند. و ترکیب این دو قسمت است که معنایی متمایز از هر کدام از دو بخش را تولید میکند..
بخوانید: فعلهای دو قسمتی یا Phrasal Verbs چه افعالی هستند؟
در ادامه با هم تعدادی از افعال دو قسمتی که با blow ساخته شدهاند را مورد بررسی قرار میدهیم. توجه داشته باشید که افعال دو قسمتی با blow به این موارد محدود نمیشوند و تنوع بیشتری دارند.
این فعل مرکب دارای دو کاربرد اصلی است.
اولین کاربرد به صورت blow away something است. معنای این فعل «چیزی را با فوت یا باد کردن دور کردن» است. مثال:
I blew away the dust on the desk.
«من گرد و خاک را با فوت از روی میز پاک کردم.»
دومین کاربرد این فعل به صورت blow away someone است. معنای این فعل «کسی را شگفتزده کردن» است. مثال:
The new book on financial investment blew me away.
«کتاب جدید در زمینه سرمایهگذاری اقتصادی مرا عمیقا شگفتزده کرد.»
این فعل به صورت blow down something است. معنای این فعل «با جریان هوا و باد چیزی را واژگون کردن» است. مثال:
There was a storm and the house was blown down.
«توفانی آمد و خانه واژگون شد.»
کاربرد این فعل به صورت blow off something است. معنای این فعل «به چیزی بیتوجهی کردن و نپذیرفتن چیزی» است. مثال:
Jordan blew off the meeting and left early.
«جردن به جلسه بیتوجهی کرد و آن را زود ترک کرد.»
نحوه استفاده از این فعل به صورت blow out something است. معنای این فعل «خاموش کردن (آتش)» است. مثال:
I blew out the candle on the cake.
«من شمع روی کیک را خاموش کردم.»
بخوانید: چند سطح استاندارد در یادگیری زبان انگلیسی داریم؟
این فعل به صورت بدون مفعول و blow over استفاده میشود. معنای این فعل «گذری شدن دوره طبیعی چیزی و آرام شدن» است. مثال:
There was sandstorm outside. We had to wait for it to blow over.
«بیرون توفان شن آمده بود. ما مجبور شدیم که منتظر بمانیم تا به پایان برسد و آرام شود.»
این فعل دارای سه کاربرد اصلی است.
اولین کاربرد این فعل به صورت blow up something است. معنای این فعل «با انفجار نابود شدن» است. مثال:
The crazy man blew up the car.
«مرد دیوانه اتوموبیل را منفجر کرد.»
دومین کاربرد این فعل به شکل blow up something است. معنای این فعل «باد کردن چیزی (مثل بادکنک)» است. مثال:
I blew up the balloons for my son’s birthday.
«من برای تولد پسرم بادکنکها را باد کردم.»
سومین کاربرد این فعل به صورت بدون مفعول و blow up است. معنای این فعل «بطور ناگهانی عصبانی شدن» است. مثال:
My dad blew up when he saw my grades.
«پدرم با دیدن نمرههای من ناگهان عصبانی شد.»