
حالا دیگر این سلایق و راحتی مردم نیست که مولفه های تاثیرگذارشان باشد در خرید مسکن، بلکه تنها یک موضوع خیلی مهم وجود دارد آن هم میزان بودجه است. موضوعی که چه بخواهیم چه نخواهیم عوامل دیگر را به طرز قابل توجهی تحت تاثیر خودش قرار داده است.
بدون شک روی حرف ما قشر متوسط جامعه است که انتظار می رود پس از گذشت چند سال از اشتغال توانایی خرید مسکن را داشته باشد. وگرنه قشر مرفه جامعه که در هر شرایط اقتصادی این امکان برایشان فراهم است. و یا قشر ضعیف که هرگز به فکر خریدن خانه نخواهند افتاد.
در اواخر دهه هشتاد و وایل دهه نود که قیمت خانه و ملک به طرز قابل توجهی بالا رفت، تاثیر غیر قابل انکاری بر انتخاب های خریداران گذاشت. در گذشته این گونه بود که هرکس برای خرید مسکن به یکی از مولفه های اساسی که فکر می کرد متراژ آن بود. امکان اختصاص اتاق خصوصی برای فرزندان خانواده و پدر و مادرها موضوعی بود که با ورود بچه به هر خانه ای مورد بررسی قرار می گرفت. این بود که معمولا برای خانواده هایی به طور مثال 4 نفره، خانه ای با حداقل متراژ 120-150 متر و دارای 3 اتاق خواب ایده آل به حساب می آمد. حتی زوجینی که خانه هایی با متراژ پایین داشتند ، پیش از بچه دار شدن حتما به فکر تعویض آن و خریدن خانه ای با متراژ بالاتر می افتادند.
همین تقاضای مردم برای خانه هایی با متراژهای متوسط باعث شده بود قریب به اکثریت خانه هایی هم که ساخته می شد با همین اندازه ها باشد. کمتر پیدا می کردید خانه هایی با متراژهای 60 70 متری و نظیر آن. اما با تغییر سبک زندگی مردم که اتفاقا این تغییر از روی جبر و عدم داشتن قدریت خرید به آن ها تحمیل شد تقاضا برای خانه های متراژ پایین روز به روز بالاتر رفت. طوری که آمار نشان می دهد در سال گذشته بالاترین آمار تقاضا مربوط به خانه هایی با متراژ پایین زیر 70 متر و با قیمت 100 تا 250 میلیون تومان بوده است.