
فیلم تایتانیک به نویسندگی و کارگردانی جیمز کامرون که در سال ۱۹۹۷ توسط کمپانی های پارامونت پیکچرز و فاکس قرن بیستم ساخته شده و فیلمی حماسی-عاشقانه است.
ماجرای فیلم، داستان غرق شدن کشتی تفریحی تایتانیک، بزرگ ترین کشتی زمان خود در سال ۱۹۱۲ است.
فیلم نامه این فیلم تشکیل شده از واقعیت و قصه پردازی است.
برخی از شخصیت های این فیلم ساختگی هستند و همچنین برخی صحنههای به تصویر کشیده شده در فیلم نیز بر اساس واقعیت نیستند.
این فیلم از نظر فروش نیز یک پدیده بود و در سال ۱۹۹۷ با ۱٫۸ میلیارد دلار فروش جهانی، پرفروش ترین فیلم تاریخ سینمای جهان در زمان خود شد.
همهٔ داستان عاشقانه جک و رز بر اساس واقعیت بوده است اما برخی از شخصیتها ساختگی بوده و وجود خارجی نداشتهاند.

در فیلم تایتانیک، یک جوینده گنج به دنبال الماس مشهوری به نام قلب اقیانوس در بقایای کشتی غرق شده تایتانیک است، صندوقچهای از نقاشی چهره زنی با الماسی بر گردن را پیدا می کند.
پس از نمایش نقاشی در یک برنامه تلویزیونی، خانم پیری به اسم «رز دوویت بوکیتر» ادعا میکند که همان زن نقاشی است.
او را به محل غرق کشتی میبرند تا به جستجوگران کمک کند جای الماس را پیدا کنند.
او به جای این کار او داستان غرق شدن کشتی تایتانیک را برای همه آنگونه که خود از نزدیک دیدهاست، بازگو میکند.
رز دوویت بوکیتر ۱۷ ساله و ثروتمند با کشتی به آمریکا می رود تا در آنجا با «کال هاکلی» ازدواج کند.
مادرش او را مجبور کرده تا به این ازدواج تن در دهد.
آنها سوار کشتی تایتانیک میشوند و کشتی حرکت میکند. یک شب رز تصمیم میگیرد تا از بالای کشتی خودش را در آب بیندازد.
اما مسافر فقیر و جوانی به اسم «جک داوسون» که کارش نقاشی است، او را نجات میدهد.
«جک داوسون» همراه با دوستش بلیط تایتانیک را در بازی پوکر بردهاند.

آنها به تدریج بیشتر با هم آشنا میشوند و این آشنایی منجر به عشقی عمیق بین آن دو میشود.
هاکلی و مادر رز میکوشند تا آنها را از هم جدا نگه دارند.
مطالب خواندنی:
کشتی به یک کوه یخ شناور برخورد کرده و شروع به غرق شدن میکند.
ابتدا زنها و بچهها را در قایقها میگذارند و نجات میدهند.
در این بین در طبقهٔ زیرین که جک در آنجا زندانی است رز تبر بزرگی برمیدارد و دستبند جک را میشکند و با هم به سمت بالا میروند.
توماس اندروز به رز جلیقه نجات میدهد و افسران رز را به قایق میبرند اما او پیش جک برمیگردد.
کشتی کمکم غرق میشود و تعداد زیادی از مسافران روی آب میمانند و یخ میزنند جک رز را بر روی قطعه چوبی میگذارد و از رز قول میگیرد که زنده بماند.
قایقها دوباره برمی گردند تا کسانی را که زنده ماندهاند نجات دهند ولی فقط رز زنده بود.
کامرون مجذوب نحوه و حالت غرق شدن کشتی شد، و از دیدگاه او آراماس تایتانیک کوه اورست غرق شدنها بود.
او تقریباً این نکته را زمانی در زندگی واقعی اش متوجه شده بود که احساس کرد میتواند یک سفر زیرآبی داشته باشد.
اما او همچنان میگوید یک بیقراری ذهنی را در زمان حضورش در کالج و زمانی که قصد داشته از علم به هنر مهاجرت کند، را تجربه کردهاست.
زمانی که آیمکس شاتهایی را از کشتی غرق شده درست کرد، او تصمیم اولیه اش را گرفت و به دنبال سرمایهگذار هالیوودی را گشت تا هزینه سفردریایی او را بپردازد.
کامرون میگوید: «این برای این نبود که من میخواستم یک فیلم بسازم، بلکه میخواستم تا کنار کشتی غرق شده بروم.»
کامرون یک فیلمنامه اولیه برای فیلم تایتانیک نوشت و به دیدار مدیران کمپانی فاکس قرن بیستم رفت.
مدیران کمپانی فاکس در مورد ایده این فیلم و موفقیت تجاری اش شک داشتند، و تنها به خاطر رابطه طولانی و اعتمادشان به کامرون، به وی چراغ سبز نشان دادند.
کامرون کمپانی فاکس را متقاعد کرد تا به وی اجازه دهند، تا فیلم را بر اساس تجربیات واقعی، مشاهده کشتی غرق شده انجام دهد، کاری که دو سال به طول انجامید.
کامرون میگوید:”با این کار زمینه فکری ام جزئیات بیشتری را شامل میشد، پس گفتم: ببنید، ما تمام این کار رو برای جستجو و پیدا کردن الماس انجام میدیم.
