
فیلم نجات سرباز رایان فیلمی محصول سال ۱۹۹۸ و جنگی حماسی میباشد که به کارگردانی استیون اسپیلبرگ و نویسندگی رابرت رودات ساخته شدهاست.
روند این فیلم در طول نبرد نرماندی در جنگ جهانی دوم اتفاق میافتد.
صحنه آغازین فیلم که به مدت 27 دقیقه می باشد، رسیدن نیروهای متفقین به فرانسه در ۶ ژوئن ۱۹۴۴ را نشان میدهد، بسیار مشهور است.
تام هنکس نقش اول این فیلم را به عهده دارد، به همراه هفت سرباز دیگر مأموریت میگیرند تا سرباز جیمز فرانسیس رایان را پیدا کنند و به خانه برگرداند.
او سه برادر داشته که همگی در جنگ کشته شدهاند و به دستور فرمانده کل ارتش، رایان میتواند به پیش مادرش بازگردد.
داستان این فیلم در سال ۱۹۹۴ و از بنای یادبود چهار برادر کشته شده در جنگ داخلی ایالات متحده آمریکا آغاز می شود.
رابرت رودات با الهام گرفتن از این ماجرا، تصمیم گرفت تا داستانی شبیه به آنها در جنگ جهانی دوم بنویسد.
او فیلمنامه را نوشت و نهایتاً استیون اسپیلبرگ به عنوان کارگردان انتخاب شد.
فیلم نجات سرباز رایان، با استقبال خوبی از سوی تماشاگران و منتقدین روبهرو شد.
آکادمی علوم و هنرهای سینما این فیلم را نامزد ۱۱ جایزه اسکار کرد، از جمله اسپیلبرگ که جایزه بهترین کارگردانی را برد.

در جنگ جهانی دوم، ۳ پسر یک خانواده ظرف مدت یک هفته کشته میشوند.
۲ برادر در هجوم متحدین به نورماندی و یکی از آنها در جنگ با ژاپنیها در گینه ی نو.
پس از اینکه ژنرال استاف متوجه میشود چهارمین برادر در فرانسه و در پشت خطوط دشمن گم شده، یک گروه نجات را برای پیدا کردن او و بازگرداندنش به خانه تشکیل میدهد.
مطالب خواندنی:
کاپیتان جان اچ میلر که فردی آزموده و با تجربه است، رهبری این گروه را به عهده دارد.
از همان ابتدای حرکت این گروه، سوالات و پرسشها دربارهی این عملیات شروع میشود و با کشته شدن یکی از افراد گروه در یکی از درگیریها، به اوج خود میرسد.
در سکانس درگیری گروه با یک سنگر کمین آلمانی، تاکید فیلم بر تفاوت میان نیروهای آمریکایی و آلمانی به اوج خود میرسد.
کاپتان میلر دخالت میکند و جلوی کشته شدن سرباز آلمانی را میگیرد و او را رها میکند.
میلر برای اعضای گروه تعریف میکند که یک معلم بوده است و میخواهد دوباره به خانهاش برگردد و علاقهای به آدمکشی ندارد.
در سکانس آخر و زمانی که ما آن سرباز آلمانی را دوباره در صفوف آلمانیها میبینیم جمله اصلی فیلم در ذهن ما کامل می شود.
دشمنان ما فقط به دنبال آدمکشی هستند و این بزرگترین فرق ما با آنها است.
سربازان آمریکایی برای اینکه وظیفهشان را به بهترین وجه به اتمام برسانند و این جنگ را به خاتمه برسانند تلاش میکنند تا هر چه زودتر به خانه برگردند.

در سال ۱۹۹۴، زمانی که رابرت رودات داشت از بنای یادبود چهار برادر کشته شده در جنگ داخلی آمریکا دیدن میکرد، ایدهٔ این فیلم در ذهنش شکل گرفت. او تحقیقاتی انجام داد و تصمیم گرفت تا داستان را در جنگ جهانی دوم اتفاق بیفتد. رودات پس از نوشتن فیلمنامه، آن را در اختیار مارک گوردون قرار داد. او از داستان خوشش آمد، ولی بعد از ۱۱ بار بازنویسی آن، با ساخت فیلم، موافقت کرد. گوردون نیز فیلمنامه بازنویسی شده را در اختیار هنکس گذاشت. هنکس نیز به داستان آن علاقهمند شد و اسپیلبرگ را به عنوان کارگردان آن انتخاب کرد. قرار شد تا فیلمبرداری در ۲۷ ژوئن ۱۹۹۷ آغاز شود. قبل از شروع فیلمبرداری، بازیگران اصلی این فیلم از جمله ادوارد برنز، بری پیپر، ون دیزل، آدام گلدبرگ، جووانی ریبیسی و تام هنکس در یک کمپ نظامی، آموزش دیدند و تمارین طاقتفرسا انجام دادند. برای آن که بازیگران از شخصیت مت دیمون در فیلم متنفر شوند، او تا روزهای آخر به اردوگاه آورده نشد.

نجات سرباز رایان به خاطر به تصویر کشیدن صحنههای درگیری در جنگ جهانی دوم، به صورت بسیار به واقعیت نزدیک هستند، مورد توجه مخاطبین و منتقدان قرار گرفتهاست. به خصوص سکانس اول فیلم که پیاده شدن سربازان آمریکایی در ساحل اوهاما را نشان میدهد. این سکانس از سوی مجله امپایر به عنوان بهترین سکانس نبرد تاریخ سینما انتخاب شدهاست. TV Guide نیز این سکانس را در بین ۵۰ سکانس دیگر، در رتبه نخست به یادماندنیترین سکانسها قرار دادهاست. این سکانس به تنهایی ۱۲ میلیون دلار خرج برداشت و در آن از بیش از ۱۵۰۰ بازیگر استفاده شدهاست که برخی از آنها، اعضای ذخیره ارتش ایرلند بودند. همچنین از ۲۰ تا ۳۰ نقص عضو واقعی برای به تصویر کشیدن سربازانی که در این نبرد، دست و پای خود را از دست میدادند، استفاده شدهاست.