
یکی از سرفصلهای مهم زبان انگلیسی در بخش واژگان که برای بسیاری از زبانآموزان حساس و دشوار است، آشنایی صحیح با افعال دو قسمتی یا phrasal verbs است. به همین سبب در این گفتار با همدیگر برخی از مهمترین افعال دو قسمتی با lay را مورد بررسی قرار میدهیم.
منظور از افعال دو قسمتی با lay آن فعلهایی است که دارای دو بخش، یعنی lay و دیگری حرف اضافه باشند. و ترکیب این دو قسمت است که معنایی متمایز از هر کدام از دو بخش را تولید میکند..
بخوانید: فعلهای دو قسمتی یا Phrasal Verbs چه افعالی هستند؟
در ادامه با هم تعدادی از افعال دو قسمتی که با lay ساخته شدهاند را مورد بررسی قرار میدهیم. توجه داشته باشید که افعال دو قسمتی با lay به این موارد محدود نمیشوند و تنوع بیشتری دارند.
نحوه استفاده از این فعل به صورت lay by something است. معنای این فعل «ذخیره کردن چیزی برای آینده» است. به عنوان مثال:
It’s important to lay by some money for hard times.
«مهم است که برای روزهای سخت پولی کنار بگذاریم.»
این فعل بدون مفعول یعنی lay down و یا با مفعول یعنی lay down something استفاده میشود. معنای این فعل «تسلیم شدن و یا تسلیم کردن چیزی» است. مثال:
The bank robbers laid down their guns and surrendered.
«دزدان بانک اسلحه خود را تسیلم کردند و تسلیم شدند.»
این فعل که فعلی مرکب است بدون مفعول یعنی lay low استفاده میشود. معنای این فعل «ضربه فنی کردن و ضربه سهمگین زدن» است. مثال:
The lousy boxer was laid low by his opponent.
«بوکسور ضعیف توسط حریفش ضربه فنی شد.»
کاربرد این فعل به شکل lay off something است. معنای این فعل «ترک کردن چیزی یا توقف کاری» است. مثال:
I need to lay off oversleeping or I’ll get fired.
«من باید بیش از اندازه خوابیدن را ترک کنم و گرنه اخراج میشوم.»
نحوه استفاده از این فعل به صورت lay on something است. معنای این کاربرد «بیان کردن مکرر چیزی» است. مثال:
He laid on complaints and never stopped.
«او پشت سرهم انتقاد کرد و در انتقادش وقفهای نداشت.»
بخوانید: مفهوم جلسه سازی در زبان انگلیسی و اهمیت آن
این فعل به صورت lay out something است. معنای این کاربرد «چیدن چیزی به شیوهای خاص» است. مثال:
Rosy laid out her flowers in front of the window.
«رُزی گلها را مقابل پنجره چید.»
شکل کاربرد این فعل lay up the ball است. معنای این فعل «انجام حرکت لِیآپ در بسکتبال» است.
John received the ball and laid it up.
«جان توپ را دریافت کرد و حرکت لِیآپ را انجام داد.»