مطالب برگزیده

در این صفحه می‌توانید تمام مطالب مرتبط با «چهار» را مشاهده کنید. آخرین مقالات و منابع در دسترس هستند.

خلاصه مطالبی که در این صفحه می خوانید : گزارش: چهارپنجم جمعیت جهان اکنون در نواحی شهری زندگی می‌کنند و فروش امتیاز وام بانک رسالت در شهر هفشجان – استان چهارمحال و بختیاری و فروش امتیاز وام بانک رسالت در شهر چهاردانگه – استان تهران و از اینجا و آنجا ، برگه ه چهاروهم و شرح عرفانی مثنوی مولوی . برگه ی سیـــصـد و نود وچهارم جزء اول از دفتر دوم و رساله ی جامع در مورد تصوف عملی ایرانی ، برگه چهارم و داستانهای اسطوره ای کهن ، ( شب خیز که عاشقان به شب راز کنند ) برگه ی چهارم و یوسف به روایتی دیگر . برگه ی چهارم و انتهایی و شرح عرفانی مثنوی م

با استفاده از لینک های زبر می توانید به مطالب مورد نظر خود در سایت مطالب برگزیده دسترسی پیدا کنید

گزارش: چهارپنجم جمعیت جهان اکنون در نواحی شهری زندگی می‌کنند

براساس گزارش مهمی از سازمان ملل متحد، درحال‌حاضر بیش از ۸۰ درصد جمعیت جهان در شهرها و مناطق شهری سکونت دارند و انتظار می‌رود این رقم همچنان افزایش یابد. البته باید از این‌موضوع اطمینان حاصل شود گه نواحی شهری به سود سلامت انسان و کره زمین هستند. آخرین ویرایش گزارش «چشم‌انداز شهرنشینی جهان» که در […] The post گزارش: چهارپنجم جمعیت جهان اکنون در نواحی شهری زندگی می‌کنند first appeared on دیجینوی: اخبار و بررسی تكنولوژی، کامپیوتر، موبایل و اینترنت....

ادامه مطلب

فروش امتیاز وام بانک رسالت در شهر هفشجان – استان چهارمحال و بختیاری

فروش امتیاز بانک قرض الحسنه رسالت در شهر هفشجان استان چهارمحال و بختیاریمقدار امتیاز : 50 میلیون تومانشهر : هفشجانکارمزد : 2 درصدبازپرداخت : 50 ماهنحوه معامله : از طریق ادمین سایتشماره تماس : کلیک نمایید ...

ادامه مطلب

فروش امتیاز وام بانک رسالت در شهر چهاردانگه – استان تهران

فروش فوری امتیاز حساب بانک رسالت در شهرستان چهاردانگه استان تهرانمقدار امتیاز : 180 میلیون تومانشهر : چهاردانگهکارمزد : 2 درصدبازپرداخت : 30 ماهنحوه معامله : غیر حضوریشماره تماس : کلیک نمایید ...

ادامه مطلب

از اینجا و آنجا ، برگه ه چهاروهم

در سال 1389 با دوست گرامی جناب سرهنگ گودرزی ملاقاتی با شــیخ بزرگــــــوار جناب آقای مردانی داشتم و ایراداتی اصولی مطـــــرح نمودم و اجمالاً طی نامه ای سئوالات مهم تری عرض شد که قسمتی را تأئید و یک هفته بعد که در نجف آباد اصفهان کــــــــه باز هم جناب ســرهنگ بودند ماوقع به آقای یدالله فنائی کـــــــــه درویش وارسته و راه رفته ای بود توسط جناب ســـرهنگ گفته شد و پس از صحبت های فی مابین آقای مردانی لطف کـردند و تلفنی تماس گـــرفتند و همه موارد را تأئید...

ادامه مطلب

شرح عرفانی مثنوی مولوی . برگه ی سیـــصـد و نود وچهارم جزء اول از دفتر دوم

کی کند دل خوش به حیلتهایِ کَش آنکــــه بیند حیلۀ حق بر سرش؟ (1057/2) او درون دام و دامی می نهـــــد جانِ تو نی آن جَهَد،نی این جهد (1058/2) گـــــــــر بروید،ور بریزد صد گیاه عاقبت بــــــــر روید آن کِشتۀ اِله (1059/2) کشت نو کارنــــــد بر کَشتِ نخست این دوم فانیست و آن اوّل دُرُســــــت (1060/2) تخم اوّل کامل و بگـــزیده است تخم ثانی فاسـد و پوسیده است (1061/2) کسانی که تدبیرهای خداوند را درک کرده اند و آنرا بر حیله های خود غالب می بیننـد هیچ وقت بر...

ادامه مطلب

رساله ی جامع در مورد تصوف عملی ایرانی ، برگه چهارم

رساله ی جامع در مورد تصوف عملی ایرانی ، برگه چهارم دل بحث نمی کند دل سکوت می کند ، تا حقیقت یکی از اسرار زندگی باشد . تموز در مصر فراغنه نام " اوزیریس " بخود گــــرفت ( عشتروت و ادونیس ص 19 تا 20 ) و در یونان ادونیس نامیده شد که این کلمه در حقیقت از کلمـــه ی ادون یا ادونای فینیقی به معنـی آقا و سرور گرفته شــــــــــده . در لبنان نیز همه ســــاله زنان بر مرگ ادونیس می گریستند و موی خود را پریشان می کردند و تندیس های ادونیس را دفن می کــــــــردند و اعتقاد...

ادامه مطلب

داستانهای اسطوره ای کهن ، ( شب خیز که عاشقان به شب راز کنند ) برگه ی چهارم

درخت دریای خاوری چین کـــــــــه زندگانی جاویدان می بخشد ، با " هوم سـفید یا Gao Kareno گئو کرن " کـه بر مبنای نوشته ی بند هش، بخش 17 بند یک درمان بخش و دور از آلایــش است و در سرچشمه ی آبهای " اردویسور آناهیتا " روئیده است و اکسـیر زندگـی جاویدان از آن بدست می آید مطابقت دارد . در بهرام یشت و برخی دیگر از یشت ها ، نمادهائی ازر گیاهان و پرندگان وجود دارد کـــــه در تکامل تدریجی آئین های تصــوف اهمیت بســـــــیار زیادی دارد ، از جمله : " کلاغ " ، " ققنوس "...

ادامه مطلب

یوسف به روایتی دیگر . برگه ی چهارم و انتهایی

در سوره ی یوسف داستان یوسف پسر یعقوب است که آیاتی از آن مجـــــــــدداً بازخوانی می شود : در آیه ی دوم می فرماید : ما فرو فرستادیم قرآنی عربی تا شما کــــه عرب هستید دریابید . در آیه ی سوم فرموده : به ترین داستان را برایت حکایت می کنیم ، و هر چند که تو پیش از فرود آمدن قرآن از ناآگاهان بوده ای. در آیه ی ششم فرموده : .. به تو تأویل احادیث می آموزد .. تاویل احادیث ، و نـــه تأویل خواب . در آیه ی هفتم فرموده : در داستان یوسف و برادرانش برای آنان که از آن...

ادامه مطلب

شرح عرفانی مثنوی مولوی . برگه ی سیـــصـد و هشتاد وچهارم جزء اول از دفتر دوم

چون غلام هندوی کو کین کَشَد از ستیزۀ خواجه خود را می کُشَد (798/2) سرنگون می افتـــــد از بامِ سرا تا زیانی کرده باشــد خواجه را (799/2) گـــر شود بیمار دشمن با طبیب ور کنـــد کودک عداوت با ادیب (800/2) در حقیقت ره زنِ جانِ خودنــــــد راهِ عقل و جانِ خود را خود زدنــــد (801/2) گازُری گـــــر خشم گیرد ز آفتاب ماهیی گر خشم گیــــرد ز آب (802/2) تو یکی بنگــر کــــــــرا دارد زیان عاقبت که بود سیاه اختــــر از آن؟ (803/2)...

ادامه مطلب

شرح عرفانی مثنوی مولوی . برگه ی سیـــصـد و پنجاه و چهارم جزء اول از دفتر دوم

زانکــــــــه فرزین بندها داند بسی کــه بگیرد در گلویت چون خسی (132/2) در گلو مانـَــــد خسِ او ســـــــالها چیست آن خس؟مِهرِ جاه و مالها (133/2) مال خس باشد،چوهست ای بی ثبات در گلویت مانعِ آبِ حیــــــــــــــات (134/2) گـــــر بَـــرَد مالت عـــدوّی پر فنی ره زنی را بــــرده باشــــد ره زنی (135/2) فرزین بند به معنی :" اصطلاحی در شطرنج"(1) . و اصولاً بمعنی مات شدن است . در این اصطلاح فرزین (وزیر) که دارای پشتیبان است مانع پیشروی مهره حریف شــــــده و شاه...

ادامه مطلب

شرح عرفانی مثنوی مولوی . برگه ی سیـــصـد و چهل وپنجم جزء چهارم از دفتز اول

قربِ پنجَۀ کس ز خویش و قومِ او عاشقانه سویِ دین کـردند رو (3992/1) او به تیغِ حلم چنـــــدین حلق را واخرید از تیغ و چندین خلق را (3993/1) تیغِ حـــلم از تیغِ آهن تیــــــــزتر بل ز صــــد لشکر ظفر انگیزتر (3994/1) با روشن شدن دل جوان خصم ، قریب به پنجاه نفر از بستگان جوان خصــــم عاشقانه از کفر بسوی دین رو آوردند ، و علی بود که با تیغ بردباری چنـــدین گلوی دشمن و چندین خلق مردم را زندگی بخشید . پس بدان ای سالک کـــــــه تیغ صبر از تیغ شمشیرِ آهنی تیز تر...

ادامه مطلب

شرح عرفانی مثنوی مولوی . برگه ی سیـــصـد و چهلو ششم جزء چهارم از دفتز اول

اینت لطفِ دل که از یک مشت گِل ماهِ او چون می شود پروین گُسل (3997/1) نان چو معنی بود،خوردش ســــــود بود چونکه صورت گشت،انگیزد جُحـود (3998/1) همچو خارِ ســبز کاشتُر می خورد زان خورش صد نفع و لذّت می بـــــــرد (3999/1) چونکه آن ســــبزیش رفت و خشــک گشت چون همان را می خورد اشترذ ز دشت (4000/1) می درانـــد کام و لُنجش ای دریخ کانچنان وَردِ مُرّبی گــــــــشت تیغ (4001/1) مولوی کراراً در مثنوی خاک خواری و گِل خواری را مذمت می کــــند و می گوید منجر به تیره...

ادامه مطلب

شرح عرفانی مثنوی مولوی . برگه ی سیـــصـد و چهلم جزء چهارم از دفتز اول

تو عصا کَش هـر کرا که زندگیست بی عصا و بی عصا کش کور چیست (3925/1) غیرِ تو هر چه خوشست و ناخوشست آدمی سـوزست و عینِ آتشست (3926/1) هر کــــــــرا آتش پناه و پُشت شد هم مجوسی گشت و هم زردشت شــــد (3927/1) کُلُّ شَیءٍ مــــــــــــا خَلا الله باطِلُ اِنََّ فَضــــــلَ اللهِ غَنمٌ هــــــــاطِلُ (3928/1) کلمه مجوس در آیه ی 17 سوره ی حج آمده :" اِنََّ الََّذیِنَ آمِنُوا وَ الََّــــذیِنَ هادُوا و الصّابِِئِینَ النصاری وَ المَجُوسَ وَ الََّذیِنَ اَشرکُوا...

ادامه مطلب

شرح عرفانی مثنوی مولوی . برگه ی سیـــصـد و چهل و یکم جزء چهارم از دفتز اول

چون مرا سویِ اجل عشق و هواست نهیِ لاتَلقُوا بِاَیدیکُم مـــــــــراست (3935/1) زانکـــــــه نهی از دانۀ شیرین بود تلخ را خود نهی حاجت کی شود؟ (3935/1) دانی یی کِش تلخ باشد مغز و پوست تلخی و مکــــروهیَش خود نهیِ اوست (3936/1) مصراع دوم بیت 3935 اشاره به آیه 195 سوره ی بقره دارد ، در این آیه خداوند فـــرموده: "در راه خدا انفاق کنید و خود را بدست خود به هلاکت میفکنید و نیکو باشـید کــــــــــــه خداوند مُحسنین یعنی احسان کنندگان را دوست دارد" ....

ادامه مطلب

شرح عرفانی مثنوی مولوی . برگه ی سیـــصـد و چهل و دوم جزء چهارم از دفتز اول

افتادنِ رکابدار هر باری پیشِ امیرالمؤمنین علی - کرم الله وَجهَهُ - که ای امیرالمؤمنین ، مرا بکُش و ازین قضا بِرَهان بازآمد کای علی زودم بکُـــش تا نبینم آن دم و وقتِ تُـــــرش (3943/1) من حلالت می کنم،خونم بریز تا نبیند چشم من آن رستخیز (3944/1) نیکلسون نوشته:" رستخیز شاید به شور و غوغا و ماتم و زاری کـه قاتل سبب برپا شدن آن می شود نیز اشارت دارد"(1) ، و در تــــــرجمه ی مثنوی ،مترجم آن (حسن لاهوتی و ویراستار آن بهاء الدین خرمشاهی ) آورده که :" مرا مگذار...

ادامه مطلب

شرح عرفانی مثنوی مولوی . برگه ی سیـــصـد و چهل و سوم جزء چهارم از دفتز اول

لایَسَـــع فینا نَبِیٌّ مُرسُــــــلُ وُ المَلَک وَ الرُّوحُ اَیضَاً فاعقِلُوا (3958/1) ملا هادی سبزواری " لا یَسَع فینا " را اشاره به حدیث نبوی " لی مَعَ اللهِ وَقتٌ لایســعُنی فیهِ مَلَکٌ مُقَرََّبٌ وَ لا نَبِیٌ مُرسَلٌ " نوشته و پس از وی شــــــارحان به همین صورت نقل و قول نموده اند(1). به هنگام مشاهده ی جان جانان در روز امتحان در مــــرکز هفت آسمان چنان توجه تام به معبود داشت که خود فرموده : تعقل و اندیشه نمائید مقام انبیاء و اولیاء را کـــه بین من و...

ادامه مطلب

شرح عرفانی مثنوی مولوی . برگه ی سیـــصـد و چهل وچهارم جزء چهارم از دفتز اول

من نِیَم سگ ،شَـــــیرِ حقّم حقّ پرست سیرِ حقّ آنست کز صورت بِرَست (3969/1) شـیر دنیا جوید اِشکاری و برگ شـــــیرِ مولی جوید آزادی و مرگ (3970/1) چونکه اندر مرگ بیند صد وجود همچو پروانه بســــــــــوزاند وجود (3971/1) نیکلسون نوشته است :" این بیت احتمالاً دو بیت بعدی را علی می گوید"(1) . و کـــریم زمانی هم به پیروی از نیکلسون تفســــــــــیر نموده کــــــه:" باز امام علی به رکابدارش می فرماید ..."(2) ....

ادامه مطلب

شرح عرفانی مثنوی مولوی . برگه ی سیـــصـد و بیست و دوّم جزء چهارم از دفتز اول

چون بیاید صبح،وقتِ بار شــــتد انجم پنهان شده بر کار شــد (3677/1) بیهشان را وا دهد حق هوشها حلقه حلقه حلقه ها در گوشها (3678/1) پای کوبان،دست افشان در ثنـا نــــــــــــــاز نازان رَبَــنّا اَحیَیتَـنا (3679/1) ملا هادی ســـبزواری بیت 3677 را بصــورت " چون بیامد شام " ضبط مورد تفسیر قـــرار داده ،و نیکلسون و کریم زمانی هم بصورت " چون شب آمد "ضبط و تفســــیر نموده اند، مثنوی چاپ سنگی هم " چون بیامد شب " ضبط نموده امّا نسخه ی معتبر قونیه و نسخ ترک " چون...

ادامه مطلب

شرح عرفانی مثنوی مولوی . برگه ی سیـــصـد و بیست و سوم جزء چهارم از دفتز اول

هر چه جز عشقِ خــدایِ اَحسنست گر شکر خواریست،آن جان کندنست (3690/1) چیست جان کندن؟سویِ مرگ آمدن دست در آبِ حـــــــــــیاتی نازدن (3691/1) خلق را دو دیـده در خاک و ممات صـــــــــد گمان دارند در آبِ حیات (3692/1) ملا هادی سبزواری در مورد " هر چه جز عشق " نوشته از مقام خوف آمد به مقام اولیا و در مورد " خلق" نیز نوشته " یعنی خلق نقش بند عالم خاکی اند و می میرند"(1) . اکبر آبادی : خاک ممات را " غیر حق و آب حیات را معرفت و عشق نوشته است(2) ....

ادامه مطلب

شرح عرفانی مثنوی مولوی . برگه ی سیـــصـد و بیست و چهارم جزء چهارم از دفتز اول

نارِ شهوت را چه چاره؟نور دین نُورُکُـــم أِطفَــــاءُ نارِ اَلـــــــکافِرین (3704/1) چه کُشـــــد این نار را؟نورِ خدا نورِ ابراهیـــم را ســـــــــاز اوستا (3705/1) تا ز نارِ نَفسِ چون نمــــــرودِ تو وارهد این جسمِ همچون عُودِ تو (3706/1) کریم زمانی به اشتباه مصراع دوم بیت 3704 را مقتبس از آیه ی 7 سوره صف نوشـــــــته درحالی که صحیح نمی باشد ، این آیه اشاره به نور خداوند دارد ولی این ابیات اشـــــاره می کند که نورِ ایمانِ مؤمن آتش کافرین را خاموش می کند...

ادامه مطلب

شرح عرفانی مثنوی مولوی . برگه ی سیـــصـد و بیست و پنجم جزء چهارم از دفتز اول

مال تخمست و به هر شوره منه تیغ را در دستِ هـــر ره زن مده (3722/1) اهل دین را باز دان از اهلِ کـــین همنشینِ حق بجو ، با او نشین (3723/1) هـــر کسی بر قومِ خود ایثار کرد کاغه پندارد کــه او خود کار کرد (3724/1) ثروت همانند بذر گیاه است که اگر به ناصالح به بخشی در حقیقت بذر در شــــــــوره زار پاشیده ای و هیپ ثمری نخواهد داشت، همین طور هم شمشیر را در دست هـــر قطاع الطریقی قرار نده اهل دیانت را از اهل عداوت متمایز کن و تشخیص بده و کسی را کــــه هم نشین حق...

ادامه مطلب

شرح عرفانی مثنوی مولوی . برگه ی سیـــصـد و بیست و ششــم جزء چهارم از دفتز اول

تا هم ایشان از خسیسی خاستند گندنا و تَرّه و خس خواســـــــتند (3742/1) امّتِ احمد کــــــــه هستید از کرام تا قیامت هست باقی آن طعــــام (3743/1) چون اَبِیتُ عِندَ رَبّی فاش شــــــــد یُطعِمُ و یَسقی کنایت ز آش شد (3744/1) برخی از پخته خواران کرم ازبی ادبی و دنائت معترض شده و خواستار گندنا و تره و کاهو شدند . امّ بر شما امت احمد که بزرگوار هستید آن طعام آسمانی تا قیامت باقی هست. چون که نزد پروردگارم طعام می خورم ( فرمایش پیامبر) فاش گــردید، خوردن و...

ادامه مطلب

شرح عرفانی مثنوی مولوی . برگه ی سیـــصـد و پانزده جزء چهارم از دفتز اول

همچنین هر پنج حس چون نایزه بر مــــــراد و امرِ دل شــــد جایزه (3570/1) هر طرف که دل اشارت کردشان می رود هر پنج حس دامن کشان (3571/1) دست و پا در امـــــرِ دل اندر مَلا همچو اندر دستِ موسی آن عصـا (3572/1) دل بخواهـــد،پا درآید زو به رقص یا گـــریزد ســـویِ افـزونی ز نقص (3573/1) دل بخواهد،دست آیـد در حساب با اصـــــابع تا نویـــد او کــــــــتاب (3574/1) دست در دستِ نهانی مانــــده است او درون،تن را برون بنشـــــانـده است (3575/1) گـــــر بخواهد،بر عدو...

ادامه مطلب

شرح عرفانی مثنوی مولوی . برگه ی سیـــصـد و شانزده جزء چهارم از دفتز اول

متّهم کردنِ غلامان و خواجه تاشان مر لقمان را که آن میوه های تَروَنده را که می آورم ، او خورده است بود لقمــــان پیشِ خواجۀ خویش در میانِ بنــــــــــدگانش خوارتن (3588/1) می فرسـتاد او غلامان را به باغ تا کـــــــــه میوه آیدش بهرِ فراغ (3589/1) بود لقمان در غلامان چون طُفَیل پُر معانی،تیره صورت همچو لیل (3590/1) آن غلامان میـــــوه هایِ جمع را خوش بخوردنـد از نهیبِ طَمع را (3591/1) غلامی لقمان نام از میان غلامان دیگر نزد اربابش از نظـــر بدنی حقیرتر بود ....

ادامه مطلب

شرح عرفانی مثنوی مولوی . برگه ی سیـــصـد و هفده جزء چهارم از دفتز اول

بقیّۀ قصّۀ زید در جدابِ رسول - صلّی الله علیه و سلّم این سخن پایان ندارد، خیـــز زید بر بُراقِ ناطقه بر بند قیـــــــــد (3612/1) ناطقه چون فاضح آمــــد عیب را می دراند پـــــرده هایِ غیب را (3613/1) غیب مطلوبِ حق آمـــد چند گاه این دهل زن را بران،بربنــــد راه (3614/1) تک مران،درکش عِنان،مستور بِه هر کس از پندارِ خود مسرور بِه (3615/1) پیامبر می گوید : زید گفتن این اسـرار پایانی ندارد برخیــــــــــز و بر عنان زبانت لگام زن و خاموش شو که بیان چون عیب را...

ادامه مطلب

شرح عرفانی مثنوی مولوی . برگه ی سیـــصـد و هیجده جزء چهارم از دفتز اول

مدّتی معکوس باشــــــد کارها شــــحنه را دزد آورد بر دارها (3635/1) تا که بس سلطان و عالی همتّـــی بنــدۀ بنــدۀ خود آیـــد مدّتی (3636/1) بندگی در غیب آید خوب و کش حفظِ غیب آید در استعباد خوش (3637/1) " مدّتی " را برخی از شارحان از جمله انقروی مربوط به آخرت دانسته و کــــریم زمانی با دو وجه شرح داده که یک وجه آن همان تفسیر انقروی شارح ترک است . مولانا در دفتر دوّم در بخش "امتحان کردن خواجۀ لقمان زیرکی لقمان را " می گوید : " گفت شاهی شیخ را اندر سُخن /...

ادامه مطلب

شرح عرفانی مثنوی مولوی . برگه ی سیـــصـد و نوزده جزء چهارم از دفتز اول

پس به غیبت نیم ذرّه حـــفظِ کار بِه که اندر حاضری زان صـد هزار (3643/1) طاعت و ایمان کنون محمود شـد بعدِ مرگ اندر عیان مردود شـــد (3644/1) چونکه غیب و غایب و روپوش بِه پس لبان بر بند و لب خاموش بِه (3645/1) فروزانفر بیت 3643 را :" ظاهراً مقتبس از خبر دَعوَةٌ فِی السِــــــرّ تَعدِلُ سَبعِینَ دَعوَةً فِی العَلَانِیَـهِ دانسته "(1) و کریم زمانی نیز همین نظر را از وی اخذ و نوشته ، در حالی کـــه این نظر درست نبوده زیرا این خبر مربوط است به " دعوت حق در نهان ....

ادامه مطلب

دانلود آهنگ دو دوتا چهارتا از پازل بند

شنونده آهنگ شاد و جذاب گروه محبوب و خفن موسیقی پاپ ...

ادامه مطلب

شرح عرفانی مثنوی مولوی . برگه ی سیـــصـد و هفتم جزء چهارم از دفتز اول

از هوا ها کی رهی بی جامِ هو؟ ای ز هو قانع شــــده با نامِ هو (3457/1) از صفت و ز نام چه زاید؟ خــیال و آن خیالش هست دلّالِ وصـال (3458/1) دیده ای دلّال بی مدلول هیــچ؟ تا نباشــــد جـاده،نبود غول هیج (3459/1) هیچ نامی بی حقیقت دیده ای یا ز گاف و لامِ گُل گُل چیده ای؟ (3460/1) مولانا در این ابیات کســانی را مخاطب قرار داده که در اسـم مانده اند ، نام و صفت خداوند را پرستش می نمایند و از حقیقت و فطرت الهی غافل شده اند ....

ادامه مطلب

شرح عرفانی مثنوی مولوی . برگه ی سیـــصـد و هشتم جزء چهارم از دفتز اول

قصّه مِری کردنِ رومیان و چینیان در علمِ نقاشی و صورتگری چینیان گفتنــــــــد ما نقاّش تـر رومیان گفتند ما را کـــرّ و فــــر (3471/1) گفت سلطان امتحان خواهیم درین کز شما کیست در دعوی گزین (3472/1) اهلِ چین و روم چون حاضر شـدند رومیان در علم واقف تــــــر بدند (3473/1) چینیان گفتند یک خــــانه به ما خاص بسپارید و یک آنِ شـــــما (3474/1) بود دو خــــانه مقابل در بــه در زان یکی چینی سِــــــتَد،رومی دگر (3475/1) چینیان صد رنگ از شه خواســـتند پس خزینه باز...

ادامه مطلب